مقالات اجتماعی

اعلامیه دارالافتای شورای عالی علمای جبهه مقاومت ملی

شماره(۲) دهم سرطان سال ۱۴۰۱ خورشیدی خطاب به طالبان خوارج و کسانیکه در جنگ به ولایتهای پنجشیر، بغلان، تخار، سرپل و ساير ولايات كشور فرستاده میشوند.الحمدلله رب العالمین والعاقبة للمتقين و لاعدوان الا علی الظالمین، والصلاة والسلام علی رسول الله الذی ارسله رحمة للعالمین.بسمِ رب الشهداءِ و الصّدّیقین

هموطنانِ عزیز!

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

دارالافتای شورای عالی علمای جبهه مقاومت ملی افغانستان به خاطر رفع مسئولیت دینی در برابر خدای متعال و مردم مسلمان کشور، برای  گروه تکفیری طالبان و بویژه کسانیکه در جنگ به پنجشیر، بغلان، بلخاب و سایر ولایات آمدهاند یا میآیند،  نکات ذیل را اعلام میدارد:

طالبان و تعصب قومی

پیامبر علیه السلام در حدیث صحیحی عصبیت یا تعصب قومی را اینگونه تعریف کرده است:

عَنْ بِنْتِ وَاثِلَةَ بْنِ الْأَسْقَعِ، أَنَّهَا سَمِعَتْ أَبَاهَا، يَقُولُ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَا الْعَصَبِيَّةُ؟ قَالَ: «أَنْ تُعِينَ قَوْمَكَ عَلَى الظُّلْمِ» سنن أبي داود (4/ 331)

ترجمه: «از واثله بنت الاسقع روایت است، ایشان شنید که پدرش میگفت: گفتم: ای رسول خدا! عصبیت چیست؟ فرمود: (عصبیت آن است که) قومت را در ظلم کمک و معاونت کنی.»

در حدیث دیگری عاقبت جنگ،  دعوت و کمک در راه تعصب قومی بیان شده و میفرماید:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:«مَنْ قُتِلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ، يَدْعُوعَصَبِيَّةً، أَوْ يَنْصُرُ عَصَبِيَّةً، فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ» صحيح مسلم (3/ 1478)

ترجمه: «پیامبر علیه السلام فرمود: کسی که زیر بیرقی کور(بدون بصیرت و در راه یک امر مجهول) کشته شود، به عصیبتی دعوت کند یا عصبیتی را نصرت کند، مرگش جاهلی است.»

بنابراین هرگونه دعوت، جنگ، نصرت و مبارزه در راه عصبیت قومیکور، ظالمانه و نابخردانه مردود بوده و مرگ در این راه  مرگ جاهلی است.

عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ: «مَنْ خَرَجَ مِنَ الطَّاعَةِ، وَفَارَقَ الْجَمَاعَةَ فَمَاتَ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً، وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبَةٍ، أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ، وَمَنْ خَرَجَ عَلَى أُمَّتِي، يَضْرِبُ بَرَّهَا وَفَاجِرَهَا، وَلَا يَتَحَاشَى مِنْ مُؤْمِنِهَا، وَلَا يَفِي لِذِي عَهْدٍ عَهْدَهُ، فَلَيْسَ مِنِّي وَلَسْتُ مِنْهُ» صحيح مسلم (3/ 1476)

ترجمه: «پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: کسی که از طاعت خارج شد و جماعت را متفرق ساخت و مرد، به مرگ جاهلی مرده است. و کسی که زیر بیرقی کور(بدون بصیرت و در راه یک امر مجهول) جنگ کند، برای عصبیتی خشمگین شود، یا برای عصبیتی دعوت کند، یا عصبیتی را نصرت و کمک کند و کشته شود، به مرگی جاهلی کشته شده است. و کسی که بر امتم خروج میکند، نیکوکار و بدکار آن را میزند(لت و کوب و شکنجه میکند)، پروای مومن آن را نمیدارد و به عهد صاحب عهد وفا نمیکند، او از من نیست و من از او نیستم.»

عَنْ ِ ابْنِ مَسْعُودٍ، عَنْ أَبِيهِ قالَ: «مَنْ نَصَرَ قَوْمَهُ عَلَى غَيْرِالحَقِّ فَهُوَ كالبَعِيرِالذي رُدّي فَهُوَ يُنْزَع بِذَنَبِهِ» سنن أبي داود (4/ 331)

ترجمه: « از ابن مسعود و از پدرش روایت شده که گفت: کسی که قومش را به غیر حق(در داعیه باطل) کمک میکند،  همانند اشتری است که در(حفرهای) سقوط کرده و (تلاش میکند) با دُم خویش خودش را نجات دهد.»

اسلام هرگونه افتخار به مظاهرجاهلی را مردود اعلام کرد. افتخار به نسب و نیاکان از امور جاهلیت بوده و نمیتواند هیچگونه پستی و پلشتی فرزندان را دفع و درمان کند. اسلام، دینداری را معیار خوبی و بدی قرار داده و در ورای آن معیار دیگری وجود ندارد. پیامبر علیه السلام در مناسبتهای مختلفی با ذکر شدیدترین الفاظ و مثالها، زشتی و کراهیت افتخار به پدران و نیاکان را برای مسلمانان بازگو کرد تا خودشان را از این گرداب مهلک برهانند. به احادیث تکاندهنده زیر توجه کنید:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: « إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ أَذْهَبَ عَنْكُمْ عُبِّيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ، وَفَخْرَهَا بِالْآبَاءِ، مُؤْمِنٌ تَقِيٌّ، وَفَاجِرٌ شَقِيٌّ، وَالنَّاسُ بَنُو آدَمَ، وَآدَمُ مِنْ تُرَابٍ، لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ فَخْرَهُمْ بِرِجَالٍ، أَوْ لَيَكُونُنَّ أَهْوَنَ عِنْدَ اللهِ مِنْ عِدَّتِهِمْ مِنَ الْجِعْلَانِ الَّتِي تَدْفَعُ بِأَنْفِهَا النَّتَنَ» مسند أحمد ط الرسالة (14/ 349)

ترجمه: «پیامبرعلیه السلام فرمود: خدای عزوجل تعصب جاهلییت و افتخار به پدران را از شما دورکرده است، فرد یا مومن و پرهیزگار است و یا فاسق و بدکار، مردم همه از فرزندان آدم هستند و آدم از خاک آفریده شده است. کسانی که به پدران و نیاکان مردهشان افتخار میکنند باید ازاین کار باز بیایند، در صورتی که باز نیایند، نزد الله متعال از سوسکی که سرگین و پلیدی را با بینی خود میغلطاند پست تر خواهند بود.»

«إن الله تعالى أوحي إلى أن تواضعوا حتى لا يفخر أحد على أحد ولا يبغي أحد على أحد» موسوعة السنة النبوية (ص: 1143)

ترجمه: «خداوند متعال برایم وحی نمود که تواضع اختیار کنید تا کسی بر کس دیگری افتخار نکند و کسی بر کس دیگری سرکشی و عصیان نکند.»

«عَنِ النَّبِيِّ صَلى الله عَليه وسَلم قَالَ: لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ يَفْتَخِرُونَ بِآبَائِهِمُ الَّذِينَ مَاتُوا, إِنَّمَا هُمْ فَحْمُ جَهَنَّمَ، أَوْ لَيَكُونُنَّ أَهْوَنَ عَلَى اللهِ مِنَ الجُعَلِ الَّذِي يُدَهْدِهُ الخِرَاءَ بِأَنْفِهِ، إِنَّ اللهَ أَذْهَبَ عَنْكُمْ عُبِّيَّةَ الجَاهِلِيَّةِ, وَفَخْرَهَا بِالآبَاءِ، إِنَّمَا هُوَ مُؤْمِنٌ تَقِيٌّ، وَفَاجِرٌ شَقِيٌّ، النَّاسُ كُلُّهُمْ  بَنُو آدَمَ، وَآدَمُ خُلِقَ مِنْ تُرَابٍ» سنن الترمذي (ص: 1277)

پیامبر علیه السلام فرمود: « کسانی که به پدران و نیاکان مردهشان افتخار میکنند باید ازاین کار باز بیایند، در صورتی که باز نیایند، نزد الله متعال از سوسکی که سرگین و پلیدی را با بینی خود میغلطاند پست تر خواهند بود. خدای متعال تعصب جاهلیت و افتخار به پدران را از شما دورکرده است، فرد یا مومن و پرهیزگار است و یا فاسق و بدکار، مردم همه از فرزندان آدم اند و ادم از خاک آفریده شده است.»

در روشنی احادیث فوق دانسته میشود که طالبان خوارج به ارزشهای جاهلی، به زبان، منطقه، قبیله و تیره خودشان افتخار میکنند که نه تنها در دین جایگاهی ندارد، بلکه اینگونه افتخار به قوم و نیاکان را به سوسکی تشبیه میکند که از گاه تا بیگاه در غلطانیدن سرگین مشغول است، چه مثالی میتواند شدیدتر از این از زبان همیشه عفیف پیامبر علیه السلام بیرون شود؟

اسلام آمده است تا قسط و عدالت را در زمین حاکم گرداند و همه برتریجوییهای قومی،‌ تباری و زبانی، تعصبات جاهلی و تبعیضهای انسانی را از صفحه اعتقاد و ضمیر انسانی پاک کند و مبارزه برای برتری یک قوم، تلاش برای پیروزی یک زبان، پیکار برای تفوق یک قبیله و جنگ برای کامیابی یک گروه را مخالف دین خدا، جاهلی و مردود اعلام نماید، همه انسانها را فرزندان یک پدر و مادر معرفی نموده و تقوا را عامل برتری در میان انسانها اعلام کرد:

{يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍوَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ} [الحجرات: 13]

ترجمه:« ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است.»

در حدیث صحیحی در محضر هزاران صحابه، هرگونه برتریخواهی قومی، زبانی، قبیلوی، خونی و رنگ و پوست نفی شده است:

عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللهِ – رضي الله عنهما – قَالَ: « خَطَبَنَا رَسُولُ اللهِ – صلى اللهُ عليه وسلَّم – فِي وَسَطِ أَيَّامِ التَّشْرِيقِ خُطْبَةَ الْوَدَاعِ، فَقَالَ: « يَا أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ، وَإِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ، أَلَا لَا فَضْلَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى عَجَمِيٍّ، وَلَا لِعَجَمِيٍّ عَلَى عَرَبِيٍّ، وَلَا لِأَحْمَرَ عَلَى أَسْوَدَ، وَلَا أَسْوَدَ عَلَى أَحْمَرَ، إِلَّا بِالتَّقْوَى، إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ، أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟ »، قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ، قَالَ: « فَلْيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ » الجامع الصحيح للسنن والمسانيد (31/ 421)، شعب الإيمان (7/ 132)، مسند أحمد(5/ 411)، صحيح الترغيب والترهيب (3/ 135)

ترجمه: « جابر بن عبدالله رضی الله عنهما گفت: پیامبر علیه السلام در وسط ایام تشریق، خطبه حجه الوداع خطبهای برای ما ایراد نموده، فرمود: ای مردم! پروردگارتان یکیاست، و پدرتان یکیاست، زنهار عربی برعجمی و عجمی بر عربی فضیلت و برتریای ندارد، سرخ پوست بر سیاه پوست و سیاه پوست بر سرخ پوست برتری و فضیلتی ندارد، جز با تقوا، و گرامیترین شما در نزد خدا متقیترین شماست. آگاه باشیدآیا رسانیدم؟ گفتند: آری، ای رسول خدا، فرمود: باید حاضر بر غایب برساند.

طالبانِ خوارج، واقعیترین مصداق احادیث فوق هستند، که به عصبیت دعوت میکنند، در زیر پرچم کورِعصبیت میجنگند، نیکوکار و بدکار، خورد و کلان و زن و مرد را تیرباران میکنند، شلاق میزنند، بیعزت میسازند، به زندان میکشند. همه برای آن است تا گروه جاهل و خونخوار قبیلهشان بر اریکه قدرت باقی بماند.  به خاطر برتریجویی قوم و زبان و قبیله مبارزه میکنند.

 گروه خوارج تکفیری بر سر احزاب، سازمانها، نهادها، مذاهب، موسسات فرهنگی و مدنی و نحلههای فکری و هر آنچه غیرخودشان است، خطبطلان کشیدهاند. موجودیت هیچ سازمانی، هیچ فکری و هیچ کسی را در نظامشان بر نمیتابند که مثال آشکار آن قتل عام سلفیها در ولایات مختلف کشور است. یا به عبارتی روشنتر، با هرکسی که همزبانشان نیست، بهصورت آشکار وپنهان اعلان جنگ دادهاند وآنها را مورد شکنجه، آزار، اذیت، قتل، ترور، تهدید و لشکرکشیهای دیوانهوار قرار میدهند. 

طالبان؛ خوارجِ تکفیری

طالبان گروه خوارجِ تکفیری هستندکه از بدو پیدایششان همواره مسلمانان را کافر، مرتد و مباح الدم گفته اند، و بر اساس همین تفکر خوارجی تکفیری مقاصد کبرای شریعت را زیرپا کردند و  خون هزاران مسلمان را ریختند، اموال مسلمانان را غارت کردند و به آبروی آنها تجاوز کردند.بعد از امضای پیمان ننگین با ایالات متحده امریکا، قتل و کشتار مسلمان را شدت دادند و تا امروز چقدر افراد بیگناه در قتلگاهها، محاکم صحرایی و قتلهای مخفی شبانه کشته و ناپدید شدند. روش و منهج تکفیریهای طالب همین است که تنها گروه وحشی، بیخبر از دین و جاهل خودشان حق مطلق است و ماورای خویش را کافر، فاسق، فاجر، بدکار، بدعتگزار و باغی قلمداد نموده و مستحق قتل، زندان، شکنجه، تعذیب و تبعید میدانند. پیامبر علیه السلام از رویکار آمدن چنین گروهی خبر داده میفرماید:

قَالَ عَلِيٌّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى الله عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، يَقُولُ: «يَأْتِي فِي آخِرِالزَّمَانِ قَوْمٌ، حُدَثَاءُ الأَسْنَانِ، سُفَهَاءُ الأَحْلاَمِ، يَقُولُونَ مِنْ خَيْرِ قَوْلِ البَرِيَّةِ، يَمْرُقُونَ مِنَ الإِسْلاَمِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ، لاَ يُجَاوِزُ إِيمَانُهُمْ حَنَاجِرَهُمْ، فَأَيْنَمَا لَقِيتُمُوهُمْ فَاقْتُلُوهُمْ، فَإِنَّ قَتْلَهُمْ أَجْرٌ لِمَنْ قَتَلَهُمْ يَوْمَ القِيَامَةِ» صحيح البخاري (4/ 200)

ترجمه: «علی رضی الله عنه گفت: شنیدم که پیامبر علیه السلام میفرمود: در آخرالزمان قومی خواهد آمد که کمسن و سال و کمخردانند، از قول بهترینِ خلق(قرآن و سنت) سخن میگویند، از اسلام چنان خارج میشوند که تیر از کمان بیرون میشود، ایمان شان از حنجرههایشان تجاوز نمیکند(به قلبهایشان نمیرسد)، هرجا آنها را یافتید، ایشان را بکشید، چون کشتن آنها در روز قیامت پاداشی برای قاتل آنهاست.»

اسلام اعلام میکند که با گفتن کلمه شهادت خون و مال مسلمان در مصونیت قرار میگیرد. پیامبر علیه السلام میفرماید:

عن ابن عمر أن رسولَ الله صلى الله عليه وسلم قال: «أُمرتُ أن أقاتلَ الناسَ حتى يشهَدوا أنْ لا إِله إِلا الله، وأنَّ محمداً رسولُ الله، ويقيموا الصَّلاةَ، ويُؤتوا الزَّكاةَ، فإِذا فعلوا ذلك عصَموا منِّي دماءَهم وأموالَهم؛ إِلا بحقِّ الإسلامِ، وحسابُهم على الله» صحيح البخاري (1/ 14)

ترجمه: «از ابن عمر روایت شده که پیامبر علیه السلام فرمود: مأموریت یافتهام که با مردم بجنگم تا گواهی دهندکه معبود برحقی جز الله وجود ندارد و محمد فرستاده اوست و نماز را برپا دارند و زکات بپردازند، هرگاه چنین کردند جان و مال خود را از هرگونه تعرضی از سوی من مصون داشتهاند، مگر در حقیکه اسلام تعیین کرده است و حسابشان با الله متعال است.»

عَنِ ابْنِ عُمَرَ، أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ:«إِذَا كَفَّرَ الرَّجُلُ أَخَاهُ فَقَدْ بَاءَ بِهَا أَحَدُهُمَا» صحيح مسلم(1/ 56)

ترجمه: «از ابن عمر روایت شده که پیامبر علیه السلام فرمود: هرگاه مردی برادرش را تکفیر کرد، این تکفیر به یکی از آنها بر میگردد.»

اسامه بن زید میگوید: رسول خدا ما را به سریهای اعزام فرمود، صبحگاهان به «الحرقات جهینه» رسیدیم، من و مردی از انصار شخصی از آنها را یافتیم، « لااله الاالله »گفت، انصاری از او دست نگهداشت و من ایشان را با نیزهام کشتم، هنگامی برگشتیم این موضوع به پیامبر علیه السلام رسیده بود، برایم فرمود:

يَا أُسَامَةُ، «أَقَتَلْتَهُ بَعْدَ مَا قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ؟ » قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، إِنَّمَا كَانَ مُتَعَوِّذًا، قَالَ: فَقَالَ:«أَقَتَلْتَهُ بَعْدَ مَا قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ؟» قَالَ: فَمَا زَالَ يُكَرِّرُهَا عَلَيَّ حَتَّى تَمَنَّيْتُ أَنِّي لَمْ أَكُنْ أَسْلَمْتُ قَبْلَ ذَلِكَ الْيَوْمِ. صحيح مسلم (1/ 97)

ترجمه: «آیا بعد از گفتن« لااله الاالله» او را کشتی؟ گفت: گفتم: ای رسول خدا! از ترس سلاح آن (لااله الاالله) را گفت، فرمود: آیا بعد از گفتن« لااله الاالله» او را کشتی؟  این حرفش را تکرار میکرد تا آنکه آرزو کردم که قبل از امروز اسلام نمیآوردم.»

امام ابوحنيفه رحمه الله، سایر امامان مذهب حنفی و علمای اهل سنت و جماعت میگویند: هیچکسی از اهل قبله را با ارتکاب گناه تکفیر نمیکنیم مادامیکه آن را حلال نداند. به نظریات فقهای کرام اهل سنت و جماعت توجه کنید:

وفي المنتقى عن أبيحنيفة رحمهالله: «لم نكفرأحدا من أهل القبلة، وعليه أكثر الفقهاء.» منح الروض الأزهر في شرح الفقه الأكبر(ص: 429)

ترجمه: «از ابوحنیفه رحمه الله در کتاب المنتقی آمده است: هیچ یکی از اهل قبله را با ارتکاب گناهی تکفیر نمیکنیم، و اکثر فقها به همین نظر هستند.»

«وَلَا تُكَفِّرَ أَحَدًا مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ» شرح السير الكبير(ص: 158)

ترجمه:  «هیچ یک از اهل قبله تکفیر نمیشود.»

لَا يُكَفِّرُ أَحَدًا مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ بِذَنْبٍ» البحرالرائق شرح كنزالدقائق ومنحة الخالق وتكملة الطوري (8/ 207)

ترجمه: «هیچ یک از اهل قبله با ارتکاب گناهی تکفیر نمیشود.

«وَلَا نُكَفِّرُ أَحَدًا مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ بِذَنْبٍ مَا لَمْ يَسْتَحِلَّهُ» شرح الطحاوية ت الأرناؤوط  (524/2)

ترجمه: « هیچ یکی از اهل قبله را با ارتکاب گناهی تکفیر نمیکنیم، تا آنکه آن را حلال نداند.»

«يَجِبُ أَنْ يُحْتَاطَ فِي عَدَمِ تَكْفِيرِ الْمُسْلِمِ» لدر المختار وحاشية ابن عابدين (رد المحتار) (41/ 4)

ترجمه: « احتیاط در تکفیر نکردن مسلمان واجب است.»

«والذي أجمع عليه أهل السنة والجماعة: أنه لا يُكفِّرون أحدًا من أهل القبلة بذنب ما لم يستحله»شرح صحيح البخاری  للشیخ العلوان(۲/۲۶۶(

ترجمه: «اهل سنت و جماعت اجماع کرده اند که: هیچ کسی ازاهل قبله را با ارتکاب گناهی تکفیر نمی کنند، مادامی که آن را حلال نداند.»

«جُمْهُورُ الْفُقَهَاءِ مِنْ أَصْحَابِنَا وَغَيْرِهِمْ لَا يُكَفِّرُونَ أَحَدًا مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ» روضة الطالبين وعمدة المفتين(۸/۲۱۴)، النجم الوهاج في شرح المنهاج (10/ 323)، فقه الزكاة) 2/ 162)

ترجمه: «جمهور فقهای اصحاب ما و سایرین هیچ یکی از اهل قبله را تکفیر نمی کنند.»

«أَنَّهُ قَدْ تَقَرَّرَ مِنْ مَذْهَبِ أَهْلِ السُّنَّةِ وَالْجَمَاعَةِ مَا دَلَّ عَلَيْهِ الْكِتَابُ وَالسُّنَّةُ أَنَّهُمْ لَا يُكَفِّرُونَ أَحَدًا مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ بِذَنْبِ» مجموع الفتاوى (20/ 90)

ترجمه: «مذهب اهل سنت و جماعت بنا برآنچه که  کتاب و سنت به آن دلالت دارد، هیچ یکی از اهل قبله را با ارتکاب گناهی تکفیر نمی کنند.»

«ولا نكفر أحدا من أهل التوحيد وإن عملوا بالكبائر» المدخل إلى مذهب الإمام أحمد بن حنبل (30/1)

ترجمه:« هیچ یکی از اهل توحید را تکفیر نمیکنیم اگرچه مرتکب گناه کبیره شود.»

«قال الشافعيّ، وأبوحنيفة، والأشعريّ: لا نكفّر أحدًا منْ أهل القبلة بذنب أجرمه» ذخيرة العقبى في شرح المجتبى (167/37)

ترجمه: «شافعی، ابوحنیفه و اشعری می گویند: هیچ یکی از اهل قبله را با ارتکاب گناهی تکفیر نمیکنیم.»

«وَلَا نكفر أحداً من أهل الْقبْلَة وَإِن عمل الْكَبَائِر إِلَّا إِن استحلوها» الكبائر للذهبي (ص: 156)

ترجمه: «هیچ یکی از اهل قبله را با ارتکاب گناهی تکفیر نمیکنیم تا زمانی که آن را حلال نشمارد.»

«ولا نكفر أحداً من أهل القبلة بذنب» التذكرة في الفقه الشافعي لابن الملقن (۲/۲)

ترجمه: «هیچ کسی از اهل قبله را با ارتکاب گناهی کافر نمیـگوییم.»

«مَذْهَبُ أَهْل السُّنَّةِ وَالْجَمَاعَةِ عَدَمُ تَكْفِيرِ مُرْتَكِبِ الْكَبِيرَةِ» الموسوعة الفقهية الكويتية (13/ 233)

ترجمه: «هذهب اهل سنت و جماعت مبتنی بر عدم تکفیر مرتکب گناه کبیره است.»

گروه تکفیری طالبان بر مبنای کدام دین وآیینی مردم مسلمان را تکفیر کردند، و واجب القتل و مباح الدم دانستند؟ مردم را در اثنای نمازخواندن در مسجد کشتند، مساجد مسلمانان را انفجار دادند، علما را به قتل رساندند، اطفال و زنان را به رگبار بستند. و همه این جنایات را بر مبنای اندیشه تکفیریشان مرتکب شدند. پیروی از مذهب حنفی را برای فریبدادن مردم مسلمان کشور ابزار ساخته اند، این گروه تکفیری تا کنون به کدام قاعده، متون و نصوص امامان و علمای مذهب احناف عملکردهاند؟

باورهای تکفیری طالبان سبب شد که در برابر نگاههای مردم کشور و مردم جهان با وقاحت کامل اعلام کردند که « باید هر مخالف طالبان سر بریده شود»، آشکار است که با این گونه موضعگیریها و امثال آن، تیغ مزورانه دین را بر حلقوم همه مردم فرودآورند و اعلان جوازِ قتل عام مردم مسلمان و بیگناه کشور با شمشیر دین صادر کردند.

طالبان و نفاق ملی

از ولادت نامشروع طالبان تاکنون حدود 28 سال سپری میشود، درآغاز بر ضد دولت مجاهدینکه به اتفاق اکثریت مجاهدین شکلگرفته بود بغاوت نموده و آن را ساقط ساختند. سپس نظام دولت جمهوري كه مبتني بر قانون اساسی وآرای  مردم شکل گرفته بود، هرچند غرق در فساد و ناکامیهای حکام فاسد و دینگریز و نابکار بود، آن را ساقط نمودند و جامعه را متفرق ساختند، ملت، ناتوان، بیچاره و مهاجرگردید،  سیستم دولت داری، نظام و حاکمیت از مشروعیت ملی وبین المللی خارج گردید.

در این مدت جز ترور، انتحار، نفاق، تفرق، جنگ، قتل، تکفیر، تفسیق، تهدید،  لعن وطعن به مردم، احزاب سیاسی، شخصیتها و مذاهب، هیچگونه پیام صلح، وحدت، وفاق و خیرخواهی برای  مردم این سرزمین نداشتهاند، گروهیاند که حق را در انحصار خودشان تعریف میکنند. با چنین رفتار و عملکرد گروه خوارج، چهکسی مصداق واضح حدیث گهربار زیر است؟:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّهَا سَتَكُونُ بَعْدِي هَنَاتٌ وَهَنَاتٌ – وَرَفَعَ يَدَيْهِ – فَمَنْ رَأَيْتُمُوهُ يُرِيدُ أَنْ يُفَرِّقَ أَمْرَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَهُمْ جَمِيعٌ فَاقْتُلُوهُ كَائِنًا مَنْ كَانَ مِنَ النَّاسِ» المستدرك على الصحيحين للحاكم (3/ 424)

ترجمه: «پیامبر صلی الله علیه وسلم را دیدم که بر فراز منبر به مردم خطبه ایراد میکرد، فرمود: بدون شک بعد از من به زودی اموری قبیح و فتنههایی سوزنده بروز میکند- دستانش را بلند  کرد- کسی را دیدید که میخواست اتفاق واتحاد امت محمد را در حالیکه  جمع و متفقند، متفرق  میسازد، هرکه بود او را بکشید.»

بدون گروه نفاقآور و خوارج طالبان چه کسی میتواند مصداق این حدیث  پیامبر علیه السلام باشد؟

حدیث فوق به امور زشت و فتنههای سوزندهای اشاره دارد که امور متفقه ومتحد امت را متفرق میسازند، دستور میدهد این نوع حرکت نفاقگستر را  با شمشیر بزنید و بکشید تا صف وکلمه امت از تفرق و اختلاف در امان باشد وکلمه اسلام وامت متحد باقی بماند.

چه کسانی وکدامین گروهی امور متفقه مملکت را زمانیکه یک نظام و دولت مشروع و مردمی داشت و با اصلاح وتعدیل آن میتوانستند هم با مردم خود و هم با مردم جهان زیست باهمی و دوستانه داشته باشند، نابود کردند؟ سرنوشت چنین مردمی در پرتو حدیث و  به حکم شریعت روشن است، چون میفرماید:

عن عرفجة بن شريح: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول:«من أتاكم وأمركم جميع يريد أن يفرق جماعتكم فاقتلوه» صحيح مسلم( 3/ 1480)

ترجمه: از عرفجه بن شریح روایت است که شنیدم پیامبر علیه السلام میفرمود: کسی که نزد شما آمد و شما متفق و متحد بودید و میخواست اتفاق شما را متفرق سازد، او را بکشید.

قَالَ الْخَطَّابِيُّ: مَنْ خَرَجَ مِنْ طَاعَةِ إِمَامِ الْجَمَاعَةِ أَوْ فَارَقَهُمْ فِي الْأَمْرِ الْمُجْتَمَعِ عَلَيْهِ فَقَدْ ضَلَّ وَهَلَكَ. عون المعبود وحاشية ابن القيم (13/ 73)

خطابی در شرح و تفسیر «تفریق جماعت» درذیل حدیث فوق میگوید: کسیکه از طاعت امامِ جماعت خروج کند یا در یک امر« مجمع علیه» راهش را از مردم جدا کند، گمراه شده و هلاک میگردد. یعنی، مردم همه روی یک امام، نظام و حکومت اجماع کنند، اختلافی در مورد آنها وجود نداشته باشد، در این حالت مخالفت و خروج در برابر آن امام و نظام و حکومتی که از اجماع مردم شکل گرفته باشد، ضلالت و هلاکت است.

گروه خوارج دوبار از اطاعت حکومت مشروع خروج کرده و در برابر دو نظام«مجمع علیه» قیام کرد، تفرق و نفاق ایجاد کرد و امور کشور را بههم ریخت. و امروز مردم بهگروه خوارجِ طالبان بیعت نکردهاست، نظام و «حکومت مجمع علیه» وجود ندارد، رئیس یا زعیم کشور مجهول است، خلق کثیری از مردم کشور در مخالفت آنها قرار دارند، عده زیادی به خاطر مخالفت با آنها از کشور بیرون شده اند و جمع دیگری در برابر ظلم، ستم، قتل، شکنجه، زندان و انحصارگرایی قومی، زبانی و قبیلوی آنها میجنگند. 

طالبان و بغاوت و تغلب گروهی

شارح هدایه محقق کمال ابن همام حنفی تعریف جامعی از گروه باغی دارد که تقریبا میان مذاهب اهل سنت اتفاقی است:

(فَالْبُغَاةُ هُمْ الْخَوَارِجُ، وَهُمْ قَوْمٌ مِنْ رَأْيِهِمْ أَنَّ كُلَّ ذَنْبٍ كُفْرٌ، كَبِيرَةً كَانَتْ أَوْ صَغِيرَةً، يَخْرُجُونَ عَلَى إمَامِ أَهْلِ الْعَدْلِ ، وَيَسْتَحِلُّونَ الْقِتَالَ وَالدِّمَاءَ وَالْأَمْوَالَ بِهَذَا التَّأْوِيلِ، وَلَهُمْ مَنَعَةٌ وَقُوَّةٌ ) بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع (7/ 140)، فتح القدیر: باب البغات- ج: 13ص: 299.

ترجمه: «بغاوت گران همان خوارج هستند، ایشان قومیاند که بر مبنای رأیشان هرگناه صغیره یا کبیره را کفر میخوانند، علیه امام عادل خروج میکنند، جنگ قتال، خونها و اموال را با همان تاویل حلال میشمارند، و دارای شوکت و قوت هستند.»

تعریف متذکره مورد تایید فقهای عالم اسلام نیز قرار گرفته است. از تعریف فوق مطالب ومقاصد ذیل به دست میآید:

اولاً: مقاومتگران هویت معلوم و مبانی روشن دینی دارند که در 42سال بر مبنای آن جهاد ومقاومت کردند وکدام مکتب فکری شاذ، فرقه التقاطی و خوارج نیستند و خط مشی اعتدال ومتوسط اسلامی و مذهب حنفی را در جهاد ومقاومت برگزیده و رعایت کرده اند که اکنون این امور از اصول عملی مقاومت شمرده میشود.

ثانیًا: امام واجدالشرایط واهل عدل و حق وجود نداشته که با اختیار، رضایت و اتفاق مردم( امت ) و یا شورای نمایندگان این سرزمین انتخاب شده باشد و مردم به دورآن امام عادل جمع و متفق شده و به او بیعت کرده باشند(که هرگز چنین نبوده)، آنگاه مقاومتگران قیام کنند و بیعت، عهد وپیمان با آن امام عادل  و منتخب را نقض نمایند و علیه او خروج نمایند و اتفاق و اتحادب که با بیعت به امام عادل و حق شکل گرفته؛ شکسته و متفرق سازند تا آنها باغی نامیده شوند!!.

ثالثًا: مقاومتگران مخالف افراط وتفریط در تمام حوزههای دینی وشرعی هستند و مخالف تفرق، تکفیر وتفسیق مسلمانان واهل قبله بودند وهستند و هیچ مسلمانی را بخاطر گناه کافر ندانسته وخون و مالش را حلال، عبادت وجهاد نخوانده اند و این راه را مسیر رضای خداوند و راه جنت ندانسته بلکه گمراهی آشکار میدانند.

رابعًا: مقاومت اسلامی به اساس دستور الهی وشریعت محمدی در پرتو ماهیت و اهدافش، دفاع مشروع را حق شرعی و مسلم خود میداند و از حریم مقدس نفس، مال، آبرو، آزادی وکرامت انسانی مردم این سرزمین که توسط گروه خوارج طالبانی از 28 سال به این سو مباح و مورد هجوم قرار داده شده است، دفاع مشروع مینماید.  خداوند متعال می فرماید:

{الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ} [الحج: 40]

ترجمه: «همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.»

خامساً: پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه وسلم میفرماید:

مَنْ فَارَقَ الْجَمَاعَةَ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً، وَمَنْ نَكَثَ الْعَهْدَ، وَمَاتَ نَاكِثًا لِلْعَهْدِ،جَاءَ يَوْمَالْقِيَامَةِ لَاحُجَّةَ لَهُ» مسند أحمد مخرجا (24/ 452)، مصنف عبدالرزاق الصنعاني (2/ 398)،الأحاديث المختارة، المستخرج منالأحاديث المختارة ممالم يخرجه البخاري ومسلم في صحيحيهما (8/ 195).

ترجمه: «کسی که امت را متفرق کرد،‌  به جاهلیت مرده است و کسی که عهد و پیمان را بشکند و در حالت نقض عهد بمیرد، روز قیامت بدون دلیل نجات از عذاب الهی حاضر کرده میشود.»

مقاومتگران کدام اتفاق ملی وکدام پیمان مردمی، شرعی و ملی را نقض کرده اند؟ و مقاومت گران علیه کدام حاکم عادل و حق که از طرف ملت و یا شورای نمانیدگان با اختیار و رضایت انتخاب شده باشد، قیام و خروج کرده اند تا باغی خوانده شوند؟! گروه طالبان از لحظه ظهورشان تا کنون مصداق آشکار حدیث فوق هستند و هیچ مسلمان عاقل، آزاده وعادل مصداقیت آنها را  انکار نمیکند.

سادسا: از نظر شرع، خروج در برابر حاکم عادل، اهل حق و واجدالشرایط زمانی صورت میگیرد که با آن امام بیعت، عهد و میثاقی انعقاد یافته باشد، و مردم روی امامت و حکومت مذکور اجماع کرده باشند. گروه خوارجِ طالبان هیچگاهی از این مشروعیت شرعی، حقیقی و حقانیت برخوردار نبوده اند. اکنون با غلبه و شمشیر راه نفاق را در کشورگشودند،  تخم بدبار تعصب مذموم قومی، لسانی و زبانی را در سراسرکشور غرسکردند، دولت را ساقط نموده و قدرت را غصب کردند که چنین حکومت غلبه در شریعت اصل نداشته و با روح اسلام و اهداف علیای انزال کتب و بعثت پیامبران الهیکه همانا توحیدکلمه، اتحاد صف، رعایت عدالت، دفاع از جان، مال، آبروی مظلومین، تأمین صلح و امنیت وتحقق مصالح و منافع دنیوی و اخروی مردم میباشد، در مخالفت قرار دارد، و اموریادشده در نظام غلبه کلاً منتفیاست. حکومتی که با قهر، غلبه، زورتفنگ و مؤامره خارجیها قدرت را غصب کرده باشد، هیچگاه مشروعیت نمییابد. آیات و احادیث صریحی آمده است که برای تحقق مقاصد متعالی اسلام و امت اسلام در ابعاد مختلف تاکید دارد که این مقاصد مورد نظر در حکومت غلبه و قهری نابود میگردد.

در حکومت غلبه، شریعت اسلامی به عنوان بازیچه دست حکام و ابزار سرکوب، شکنجه و عذاب مردم مسلمان مورد سوء استفاده قرار میگیرد، لذا مردم ولایات مختلف در پرتو دستاتیر، آموزهها و تعالیم اسلام، ناگزیر بهحیث آخرینگزینه، حق دفاع مشروع، برای نجات جان، مال و عزتشان از تجاوز، عدوان، شرارت و مظالم گروههای  خوارج، تکفیری و ستمگر؛ تلاش، مبارزه، مجاهده و مقاومت مینمایند. 

طالبان و مقاومت و دفاع مشروع

حفظ جان، حفظ مال و حفظ آبرو از مقاصد کبرای شریعت اسلامی هستند، اسلام هرگونه تعدی و تجاوز بر جان، مال و عرض یا آبروی دیگران را مردود میشمارد، اگر اعتدا و تجاوز بر جان و مال و آبروی دیگران تحقق یافت، آنگاه شریعت اسلام راه حفاظت از نفس و مال انسانی را با حق دفاع و دفع عدوان و تجاوز با کلیه وسایل مشروع تضمین کرده است. دفاع مشروع عبارت از به کارگیری کلیه تلاش و توانایی بدنی و معنوی در راه منع تجاوز و عدوان و دفع اذیت، تجاوز و ظلم متجاوز و ظالم است. دفاع مشروع، در تمامی مذاهب اسلامی و در تمامی ادیان آسمانی حق مشروع دانسته شده است.

آیات و احادیث ذیل برای هر مسلمان حق دفاع مشروع یا حق دفاع از جان، مال، عزت و یا حق دفاع از مقاصدکبرای شریعت را دستور میدهد. خداوند متعال میفرماید:

{فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواعَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ } [البقرة: 194]

ترجمه: «پس کسی که به شما تجاوز و تعدی کرد، شما نیز همان طور که به شما تعدی کرده است، به او تعدی نمایید و از الله بترسید و بدانیدکه الله با پرهیزکاران است.»

{أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ} [الحج: 39]

ترجمه: «اجازه (دفاع از خود) به کسانی داده می‌شود که به آنان جنگ (تحمیل) می‌گردد، چرا که به ایشان ظلم شده است (وآنان در برابر ظلمِ ظالمان شکیبائی ورزیده‌اند) و خداوند توانا است بر این که ایشان را پیروز کند.»

{وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ} [الشورى: 39]

ترجمه: « و (بهشتیان) کسانیاند که اگر ظُلم و ستمی به ایشان شد، انتقام میگیرند (و زیرِ بارِ ظُلم نمیروند).»

{وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ} [الأنعام: 151]

ترجمه: «هیچ انسانی را که خداوند خون او را حرام داشته است نکشید مگر به حق [به قصاص یا حد]، این چنین به شما سفارش کرده است، باشدکه اندیشه کنید.»

{ قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِالْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ} [الأعراف: 33]

ترجمه: بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و (همچنین) گناه و ستم بناحق را؛ و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید؛ و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی‌دانید.»

خداوند متعال در حق کسانی که در برابر ظلم ظالم می‌ایستند و از جان، مال و عرض شان دفاع می کنند، می فرماید:

{وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ ، إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِالْحَقِّ أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ } [الشورى: 41، 42]

ترجمه:« و هركه پس از ستم[ديدن‌] خود، يارى جويد [و انتقام گيرد] راه [نكوهشى‌] بر ايشان نيست. ایراد و مجازات برکسانی است که به مردم ستم می‌کنند و در زمین بناحق ظلم روا می‌دارند؛ برای آنان عذاب دردناکی است.»

تفاسیر معتبر در ذیل آیه کریمه فوق مینویسند: کسی که به خاطر دین و عرضش در برابر ظلم ظالم به انتقام پرداخت، از سوی هیچ کسی مواخذه نمیشود، و از سوی هیچ یکی مورد ملامت قرار نمیگیرد، زیرا آنها برای نیل به حقیکه خداوند متعال برایشان مشروع ساخته اقدام کردهاند وآن مقابله بدی به مثلآن است. البته مواخذه و معاقبه متوجه کسانیاست که بر مردم ظلم میکنند و بدون حق از حدود خویش تجاوز مینمایند.

 کسانیکه تجاوزگران را آنگونه که تجاوزکردهاند معاقبه بالمثل میکنند، هیچ مواخذه وملامتی متوجه آنها نیست. گناه متوجهکسانی است که ظلم و ستم و تجاوز را بر مردم آغازکردهاند، یا در انتقامگیری از مردم از حد و مرزشان تجاوز نموده اند و در زمین به تکبر و فساد پرداخته اند. التفسير الوسيط لطنطاوي (13/ 44)، المنتخب في تفسير القرآن الكريم (ص: 720)، تفسير البغوي (7/ 198)، تفسير المراغي (25/ 56)، التفسير المظهري (8/ 330).

حدیث ذیل دفاع مشروع را به صورت واضح و روشن بیان میدارد:

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ، أَرَأَيْتَ إِنْ جَاءَ رَجُلٌ يُرِيدُ أَخْذَ مَالِي؟ قَالَ: «فَلَا تُعْطِهِ مَالَكَ» قَالَ: أَرَأَيْتَ إِنْ قَاتَلَنِي؟ قَالَ: «قَاتِلْهُ» قَالَ: أَرَأَيْتَ إِنْ قَتَلَنِي؟ قَالَ: «فَأَنْتَ شَهِيدٌ»، قَالَ: أَرَأَيْتَ إِنْ قَتَلْتُهُ؟ قَالَ: «هُوَ فِي النَّارِ» صحيح مسلم(۱/۱۲۴)

ترجمه:«از ابوهريره روايت شده که گفت: شخصی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا!: اگر کسی (به ظُلم و تعدّی) به خانهام آمدکه مالم را بگیرد، چهکنم؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: « مالِ خود را به وی مده!» آن صحابی گفت: اگر با من جنگ و مقاتله کند، چهکنم؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «تو نیز با وی جنگ و مقاتله کن!» آن شخص گفت: اگر او مرا بکُشد؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «تو شهید میشوی» گفت: اگر من او را بکُشم؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «او به دوزخ میرود».

پیامبر علیه السلام درمورد حرمت خون، مال و آبروی مردم میفرماید:

«أَلَا إِنَّ اللهَ حَرَّمَ عَلَيْكُمْ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا فِي بَلَدِكُمْ هَذَا فِي شَهْرِكُمْ هَذَا أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ قَالُوا نَعَمْ قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثَلَاثًا وَيْلَكُمْ أَوْ وَيْحَكُمُ انْظُرُوا لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ» صحيح البخاري (ص: 2181)

ترجمه: «زنهار خداوند متعال خونها و اموال شما را همانند حرمت این روز شما در این شهر شما بر شما حرام ساخته است، آگاه باشید، آیا برای شما رسانیدم؟ گفتند: آری، سه بار گفت: الها گواه باش، وای برشما، نگاه کنید، بعد از من کافر نشوید که برخی از شما گردن برخی را میزند.»

در حدیث دیگری آمده است:

«كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ، دَمُهُ، وَمَالُهُ، وَعِرْضُهُ» صحيح مسلم (4/ 1986)

ترجمه:« همه چیز مسلمان بر مسلمان حرام است: خونش، مالش و عرضش(حرام) است.»

در کتاب نفیس البناية شرح الهداية (۱۳/۱۰۴) آمده است:

عن عائشة – رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا – قالت: سمعت رسول الله – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – يقول: «من أشار بحديدة إلى أحد من المسلمين يريد قتله وجب دمه»

ترجمه: «عائشه رضی الله عنها میگوید: شنیدم پیامبر علیه السلام میفرمود: کسیکه با آهنی(سلاحی) به سوی یکی از مسلمانان اشاره کند و کشتن او را اراده نماید، ریختن خونش واجب میشود.»

قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلى الله عَلَيهِ وَسَلمَ:« أَفْضَلُ الْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ سُلْطَانٍ جَائِرٍ، أَوْ أَمِيرٍ جَائِرٍ» سنن أبي داود (5/ 59)

ترجمه: « پیامبر علیه السلام فرمود: برترین جهاد گفتن سخن حق و عدل در برابر سلطان ظالم یا امیر ظالم است.»

در کتاب درر الحكام شرح غرر الأحكام (۲/۹۲)آمده است:

قال صَلَّىاللَّهُعَلَيْهِ وَسَلَّمَ:«مَنْ شَهَرَعَلَى الْمُسْلِمِينَ سَيْفًا فَقَدْ أُحِلَّ دَمُهُ» أَيْ أَهْدَرَهُ وَإِنَّمَا وَجَبَ لِأَنَّ دَفْعَ الضَّرَرِ واجب.

ترجمه: «پیامبر علیه السلام فرمود: کسی که بر مسلمانان شمشیر می کشد، خونش حلال میشود.» یعنی خونش را هدر ساخته و ریختن خونش واجب میشود، زیرا دفع ضرر واجب است.»

در کتاب البحر الرائق شرح كنز الدقائق ومنحة الخالق وتكملة الطوري  (۸/۳۴۴)آمده است:

«إذَا أَشْهَرَ عَلَى رَجُلٍ سِلَاحًا فَقَتَلَهُ أَوْ قَتَلَهُ غَيْرُهُ دَفْعًا عَنْهُ فَلَا يَجِبُ بِقَتْلِهِ شَيْءٌ».

ترجمه: «هرگاه بر مردی سلاح کشید و او را کشت، یا دیگری به خاطر دفاع او، آن شخص را کشت، با قتل او چیزی برایش واجب نمیشود»

هداية الساري تهذيب منار القاري (ص: 568) می نويسد:

«مَشْرُوعِيَةُ الدِّفاعِ عنالمال ومقاتلة من يريد اغتصابه أوسرقته،لأنَّ ذلك حقٌّ مَشْروعٌ في جميع الأديان السماوية.»

ترجمه:«دفاع از مال و جنگیدن با کسیکه میخواهد مالش را غصب یا سرقت کند، مشروع است، زیرا این امر در همه ادیان آسمانی حق مشروع دانسته شده است»

در فتاوای دارالافتاء المصریه(۶/۲۰) در پاسخ سوالی آمده است:

السؤال:

هل الدفاع عن النفس من المبادئ المقررة فى الشريعة الإسلامية وفى مذهب أبى حنيفة على الأخص ؟.

الجواب:

 «نعم مبدأ الدفاع عن النفس مقرر فى الشريعة الإسلامية، ولا يختص به مذهب أبى حنيفة، وإنا نورد هنا ماجاء فى بعض كتب الحنيفة:

قال فى كنز الدقائق وشرحه تبيين الحقائق مانصه: ومن شهر على المسلمين سيفا وجب قتله ولا شىء بقتله) لقوله عليه الصلاة والسلام من شهر على المسلمين سيفا فقد أطل دمه (أى أهدره) ولأن دفع الضرر واجب، فوجب عليهم قتله إذا لم يمكن دفعه إلا به، ولا يجب على القاتل شىء لأنه صارباغيا بذلك وكذا إذا شهرعلى رجل سلاحا فقتله أو قتله غيره دفعا عنه فلا يجب بقتله شىء»

ترجمه: سوال: «آیا دفاع از نفس(جان) از مبانی تعیینشده در شریعت اسلامی و بویژه در مذهب حنفی است؟

پاسخ: آری، مبدا دفاع از نفس یا جان در شریعت اسلامی مقرر شده و مختص به مذهب حنفی نیست، در اینجا  مسایلی را که در برخی کتابهای احناف آمده است، ذکر می کنیم: در کتاب کنز الدقائق و شرح آن بحرالرائق آمده است: کسی که بر مسلمانان شمشیر میکشد قتلش واجب بوده و مسئولیتی بر قاتل نیست. چون پیامبر علیه السلام فرموده است: « کسی که بر مسلمانان شمشیر کشد، خونش هدر است». زیرا دفع ضرر واجب است و اگر جز با کشتن او ضررش دفع نشود، کشتنش بر آنها واجب است، بر قاتل مسئولیت دیگری نیست، برای آنکه ایشان با این عملش باغی شمرده میشود، همچنان اگر بر مردی(جهت قتل او)سلاح کشید، آن شخص او را به قتل رسانید یا کس دیگری جهت دفاع از آن شخص، آن (شخصی که جهت کشتن او سلاح کشیده) را کشت، با قتل آن مسئولیتی متوجه قاتل نیست.»

بنابراین، مقاومتگران حق دینی و شرعی دفاع مشروع دارند که در برابر تجاوز و عدوان گروه تکفیری طالبان بجنگند و از جان، مال و عزت خودمان دفاع کنند، اگر بکشند، ظالم و متجاوزی را به قتل رسانیدهاند و اگر کشته شوند، به عزت شهادت نایل میشوند.

  1. کسانیکه فوج فوج از گوشه و کنارکشور و از آنسوی مرز در صفوف طالبان برای یک جنگ نامشروع و نابرابر به پنجشیر، بغلان، تخار، سرپل، بدخشان و سایر ولایات کشور اعزام میشوند، بدانندکه بزرگانشان به خاطر نیل به اهداف غیرانسانی و مزدوری بیگانه، آنها را به دیار مرگ میفرستند و خودشان با خانوادههایشان در قصرهای مجلل داخل و خارج کشور و استفاده از نعمتهای گوناگون زندگی میکنند و فرزندانشان در بهترین مکاتب و دانشگاههای دنیا مشغول تعلیم و تحصیل هستند، اگر جنگ در پنجشیر و ساير مناطق کشور، جهاد و ثواب است، پس چرا بچههای خود را برای جنگ، حصول ثواب و نيل به بهشت نمیفرستند؟! خداوند متعال با توبیخ و انکار اعمال چنین افرادی میفرماید:

{أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ} [البقرة: 44]

ترجمه: «آیا مردم را به نیکی دعوت می‌کنید، اما خودتان را فراموش می‌نمایید؛ با اینکه شما کتاب (آسمانی) را می‌خوانید! آیا نمی‌اندیشید؟!»

  1. از حاکمیت خوارج(گروه طالبان) درکشور ماهها میگذرد، در این مدت از انواع ظلم و ستم، کشتار مردم بیگناه، تکفیر و قتل زنان وکودکان، تلاشی وچپاول ظالمانه خانهها، اعدامهای صحرایی، غصب خانهها و اموال مردم، کوچهای اجباری، مثلهکردن مسلمان، به آتشکشیدن مکاتب، مدارس و دانشگاه پنجشیر بر مردم دریغ نکردند. هرگونه ظلم و ستمیکه در تاریخ کمتر سراغ میشود بر مردم بیگناه این دیار روا داشتند، آیا این مردم مسلمان و مظلوم حق دفاع مشروع ندارند؟
  2. به اساس حکم آیات متبرکه قرآنکریم و احادیث پیامبراسلام حق داریم از جان، مال، عزت، حریم، خانه، مکتب، دانشگاه و سایر تاسیسات عامالمنفعه خودمان راست قامت و مجاهدانه دفاع کنیم و یقین داریمکه در این راه مقدس به کمک و نصرت خدای عزیز در برابر ظلم تجاوزگران و ظالمینِ بیآزرم پیروز میشویم.
  3. کسانیکه بر خانه و دیار ما تجاوزکرده و هجوم آوردهاند، بدانندکه تجاوزگران کشته میشوند و حرام میمیرند، زیرا تجاوز و تعدی نتیجهای جز شکست، رسوایی و خسران در دنیا و آخرت ندارد.
  4. بارعایت حکم دین مقدس اسلام به شما اعلام میکنیمکه به خانههایتان برگردید، خانوادههایتان را بیسرپرست نسازید، مسئولیت کشتهشدن شما و بیسرپرست شدن خانوادههایتان به دوش خودتان و رهبران شماست.

این پیام آسمانی آویزه گوش مقاومتگران است:

{وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا} [النساء: 75]

ترجمه: و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات‌] مردان و زنان و كودكان مستضعف نمى‌جنگيد؟ همانان كه مى‌گويند: «پروردگارا، ما را از اين شهرى كه مردمش ستم‌پيشه‌اند بيرون ببر، و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده، و از نزد خويش ياورى براى ما تعيين فرما.»

با احترام

دارالافتاي شوراي عالی علماي جبهه مقاومت ملی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا