مقالات اجتماعی

آرامگاه زینب کبری در کجاست؟

نویسنده: فضل‌الرحمن فاضل

چکیده:

در مورد مدفن رجال و مشاهیر جهان  و همچنان زادگاه و ملیت ایشان گاهی اقوال مختلف و نظرات گوناگون ارائه می‌گردد و در مواردی برای یک شخص از طرف ارادتمندانش در چند منطقهء جهان آرامگاه اعمار می‌گردد و یا در مورد زادگاه او  تضارب آراء به چشم می‌خورد. این دگرگونی در مورد برخی پیشوایان  و بزرگان مسلمانان نیز دیده شده است که از جملهء در مورد آرامگاه زینب کبری بنت علی رضی الله عنهما چنین اختلافی مشهود است که برای او در سه  شهر دور از هم آرامگاه و زیارتگاه اعمار کرده اند؛ در قاهره (مصر)، دمشق (سوریه) و شنگال (عراق). در این مقال کوشش شده است تا در مورد محل دفن قریب به یقین این بانوی گران‌قدر اسلام، بررسی صورت گیرد.

واژگان کلیدی:زینب،قاهره، دمشق،شنگال،مدینه،ایزدی،ناصرخسرو

1- آرامگاه در مصر :

امروز در قاهره آرامگاه با شکوهی برپاست؛ در محوطهء مسجدی به نام «سیده زینب» که ضریح  منسوب به سیده زینب بنت علی در داخل آن قرار دارد و زیارتگاهی است پر جمع و جوش و مزدحم و محل تجمع اخلاصمندان و مؤمنان و حتی گردشگران فرامرزی. منطقهء  پیرامون آن هم  به نام «میدان سیده زینب» مسمی است  و مردم گمان دارند که  زینب کبری  رضی الله عنها  بعد از آن که از دمشق به مدینهء منوره آمد، در مدینهء طیبه، پیام کربلا  و ستمی را که بر حسین و یاران شهید او به ویژه بر خاندان نبوت  وارد شده بود؛ آن جنایات و ستمگری‌ها را با فصاحتی که داشت به مردم مى‏رساند. والی مدینه آن گزارش را به دربار یزید به شام فرستاد و مشورت به همین شد تا  زینب کبری  مدینه را ترک بگوید. در آن وقت، مکهء مکرمه  زیر فرمان عبدالله بن زبیر بود و منطقهء جنگ با طرفداران یزیدیان. دمشق هم مرکز فرمانروایی  یزید و کوفه هم آنجایی که ساکنانش  با حسین رفتار ناشایست نموده بودند و به وعدهء خود  وفا نکردند. بناءً زنان مهاجران و انصار به «زینب بنت علی» مشورت دادند تا به سرزمین  امن مصر  برود و او هم این مشورت را پذیرفت و رهسپار مصر گردید  و از طرف مصریان به شمول والی مصر؛ مسلم بن مخلد  انصاری، مورد پذیرایی و استقبال گرم قرار گرفت و  در خانهء او رحل اقامت افکند و بعد از یازده ماه و پانزده روز در 15  رجب سال 62 هجری قمری وفات یافت  و در همان محل سکونتش به خاک سپرده شد. این روایت در بسا کتاب‌های متأخرانی که مصریان به رشتهء تحریر کشیده اند، دیده مى‏شود .

اما حقیقت این است  نخستین بار  این روایت پس از نه قرن از وفات زینب کبری توسط عبدالوهاب  شعرانی (898- 973 هـ . ق)  در کتابش « لطائف المنن والأخلاق» ذکر شده است و آن هم بر اساس خوابی که یکی از صوفیان به نام علی الخواص[1]  که مرشد عبدالوهاب شعرانی ، دیده و گمان کرده است که منطقهء « قناطر السباع» یا سیده زینب کنونی، مدفن زینب کبری است . طوری که در کتاب یاد شده مى‏نویسد: وقد أخبرنی  سیدی علی الخواص رحمه الله تعالی: أن السیدة زینب المدفونة  بقناطر السباع ابنة الامام علی رضی الله عنه وکرم الله

[1] ) الخطط التوفیقیة ، الجزء الخامس  ص 10 چاپ مطبعه بولاق  1305ـ (1888م)

در مورد علی الخواص باید گفت: او از جمع صوفیان مشهور مصر به شمار می‌رود و امام عبدالوهاب شعرانی شاگر رشید او شناخته می‌شود  که ملفوظات استاد یا پاسخ‌های مرشدش را  که در برابر پرسش‌هایش در کتابی به‌نام « درر الغواص فی فتاوی سیدی علی الخواص» جمع آوری کرده است. علی الخواص را عالمی امی گویند که  خواندن و نوشتن یاد نداشت. و او به نوبهء خود  مرید شیخ برکات خیاط و  شیخ ابراهیم متبولی بود ودر 949 هجری قمری در قاهره وفات یافت ودر پهلوی آرامگاه مرشدش شیخ  برکات خیاط به خاک سپرده شد. برخی صوفیان مصر او را به لقب « مفخرة الأولیاء العارف الأمی سیدی علی الخواص» وصف مى‏کنند. کتاب «درر الغواص» در سال 1998 م از طرف المکتبة الأزهریة للتراث ، در قاهره ، به نشر رسیده است.

وجهه، فی هذا المکان بلاشک، وکان رضی الله تعالی عنه یخلع نعله من عتبة الدرب، یمشی حافیا حتی  یجاوز مسجدها، ویقف تجاه وجهها، ویتوسل بها إلی الله تعالی فی أن یغفر له .» [1]

مولایم { پیر و مرشدم} علی الخواص که رحمت خدای بر او باد، به من گفته است :  بانو زینبی که در «قناطر السباع» مدفون است، بدون شک همانا  زینب دختر علی  رضی الله عنه و کرم الله وجهه است و «علی الخواص» – خدای از او راضی باد- { وقتی که به زیارت سیده زینب می رفت} از  درب ورودی آن  پاپوش‌های خود را برون می‌کرد  و برهنه‌پای، عبور  مى‏نمود  تا از مسجد  او دور می‌شد  و در مرقد او در برابر روی او ایستاده می‌شد و به سیده زینب توسل  می‌جست تا خداوند  او ( علی الخواص) را به برکت زینب کبری، مغفرت کند.

بلی اساس  این زیارت همان وسیله ای است که متأسفانه  در برخی از مقبره‌های بزرگان دیگر نیز  به حیث سند قبول شده است و به اساس اتکاء بر خواب  صوفی یا پادشاه و امیری، جایی را به‌نام مدفن و آرامگاه  یکی از بزرگان یا پیشوایان مذهبی معرفی داشته اند .

اما  سیاحان و گردشگران مشهوری که در گذشته ها، در قرون نخست و میانه، سفرنامه‌ها و دیدارشان را از قاهره به ثبت رسانده اند، از وجود آرامگاه سیده زینب یادی نکرده اند. حتی مؤرخان بزرگی مثل طبری  یا ابن اثیر  سفر  زینب کبری   را از کربلا تا دمشق و سپس به مدینهء منوره  ذکر کرده اند؛ اما این که آن بانوی گران‎قدر اسلام، نواسهء پیامبر  و دختر فاطمه و علی،  مدینه را ترک کرده باشد،  اشاره نکرده اند و اگر چنین  دستوری از یزید صادر مى‏گردید، حتماً مؤرخان بزرگ در صدر اسلام و قرون بعدی به آن اشارت مى‏کردند.

برای من دلیل مهم دیگری در پهلوی سایر دلایل اثر ناصرخسرو قبادیانی  بلخی؛ یعنی«سفرنامه» است. ناصرخسرو بلخی در هفتم صفر سال 439 هجری قمری وارد قاهره مى‏گردد  و در 14 ذوالحجة  سال 441 هجری قمری  قاهره را ترک مى‏کند[2] واین دوران فرمانروایی فاطمیان در مصر است که خود را از خانوادهء بی‌بی‌فاطمه زهراء مى‏دانستند. ناصرخسرو در سفر، رفت و آمد و اقامت  در حدود سه ساله اش  در مصر، به جزئیات زیادی راجع به مصر  و آنچه در قاهره دیده است، اشارت مى‏کند که تقریبا بیش از ثلث سفرنامهء ناصرخسرو را جزئیات سفر و اقامت و مشاهدات او در مصر تشکیل مى‏دهد. ناصرخسرو قصر سلطان فاطمی  را وصف مى‏کند، دروازه‌های آن کاخ را می‌شمارد و نام‌هایش را درج مى‏کند و دروازه‌های پنج گانهء شهر قاهره را  با نام های شان معرفی مى‏دارد و چهار مسجد جامع شهر قاهره را که در روز آدینه در آن نماز مى‏گزارند با نام‌های جامع ازهر، جامع نور، جامع حاکم و جامع معز معرفی مى‏کند. باغ عین الشمس سلطان مصر را  با همه زیبایی‌هایش وصف مى‏کند و ده محلهء قاهره را با نام‌های شان یادآور شده مى‏گوید:

« ایشان محلت را “حاره” مى‏گویند[3] » ؛ همین نامی که  تاکنون هم در قرن بیست و یک «حارة » گفته مى‏شود .

ناصرخسرو غیر از مسجدهای قاهره، سایر مساجد خارج قاهرهء آن دوران را نیز معرفی مى‏کند  و قدیم‌ترین مسجد مصر و حتی نخستین مسجد قارهء افریقا را که تا امروز به نام «جامع عمرو بن العاص»، مشهور است  توصیف مى‏نماید، اما یادی از آرامگاه سیده زینب نمى‏کند. بناءً اگر آرامگاه سیده زینب در قاهره مى‏بود و علاقهء فراوانی که آن  اسماعیلی‌باور بزرگ و محب  آل پیامبر و آل علی  به خاندان نبوت  داشت، حتماً از آرامگاه سیده زینب کبری در کتاب مهم «سفرنامه» یادی  مى‏کرد .[4]

دلایل کسانی که نظر دارند ، این آرامگاه زینب کبری نیست، بسیار منطقی هم معلوم مى‏شود ؛ زیرا  این جایی که اکنون به نام «سیده زینب» معروف است، در  آن قرن نخست هجری  نزدیک مجرای نیل بود  و تالاب‌هایی  در آن وجود داشت و عادت مصریان قدیم و هم چنین مسلمانان همین است که  مردگان خویش را در جاهایی دفن مى‏کنند که خطر آب خیزی یا «مسیل / سیل رو» و مرطوب شدن میت، نباشد .

یک دلیل دیگر این است که  مسلم بن مخلد انصاری  والی یزید اموی است و  در گذشته هم از مخالفان حضرت علی و از شمار خون‌خواهان حضرت عثمان بن عفان ذی‌النورین  که به همین  خاطر با  حضرت علی بیعت نکرد. بناءً بعید به نظر می‌آید که زینب بنت علی

[1] ) لطائف المنن والأخلاق ، ص 477

[2] ) سفرنامهء حکیم  ناصر خسرو قبادیانی مروزی { بلخی} ، ص 109

[3] ) سفرنامهء حکیم ناصر خسرو قبادیانی مروزی ، ص 88

[4] ) برای تفصیل بیشتر  رک: سفرنامهء ناصر خسرو صفحات 63- 109

به همچو شخصی پناه ببرد و بعیدتر این‌که والی یزید، چگونه جرأت مى‏کند کسی را که  به زعم برخی، از مدینه اخراج شده است، در دارالاماره  یا خانهء خود جای دهد.

دلیل دیگر این است که  مسلمانان وقتی که به مصر آمدند، برای خود  در قاهره  جایی را به نام «فسطاط»  گزیدند و  به مرور زمان به آبادی آن پرداختند تا  سبب ستم بر قبطیان یا ساکنان بومی مصر نشده باشند و مسلمانان اماکن و خانه‌های قبطیان مصری یا ساکنان  اصلی این دیار را  تصرف نکنند. طوری که  پژوهشگران  مى‏گویند  منطقهء کنونی آرامگاه منسوب به سیده زینب از« فسطاط» مشهور فاصله دارد  و با مناطق محل سکونت  قبطیان همجوار مى‏باشد  .

یکی از مؤرخان و پژوهشگران مشهور مصری  علی پاشا مبارک (1823-1893م) نام دارد که یاد او با نهضت علمی مصر گره خورده است و کتاب او مشهور به « الخطط التوفیقية» است.  در کتاب یادشده  تحت عنوان «الجامع الزینبی»  مى‏نگارد: از نخستین کسی که به اعمار آن دست یازیده است، معلوماتی به دست نیاوردم، اما علی  باشا [1] در زمان ولایتش در سال 956 هجری قمری (1549م)  در ضمن برخی  جاهایی که به عمران آن پرداخت، یکی هم  همین مسجد سیده زینب است و مى‏افزاید: امیر عبد الر حمن کتخدا در سال 1173 هـ.ق  به تجدید ساحهء آن پرداخت .

علی پاشا مبارک، سپس با تفصیل  ضریح  را وصف نموده،  کتیبه‌های آن را بازنگاری مى‏کند و تغییراتی که تا سال نشر کتاب یعنی 1305 هـ .ق ( 1888م)  رونما شده ، همه را درج می‌کند و صریحاً مى‏نگارد :«… إني لم أر في كتب التواريخ أن السيدة زينب بنت علي رضي الله عنهما جاءت إلى مصر في الحياة أو بعد الممات. »[2]

یعنی من  در کتاب‌های تاریخ ندیده ام که زینب دختر علی رضی الله عنهما  در زندگی به مصر آمده باشد و یا بعد از وفات، پیکر او را به مصر آورده باشند.

علی پاشا مبارک[3] مى‏افزاید:  مرد ثقه ابو الحسین  محمد  بن جبیر اندلسی از اهالی غرناطه که  در سفرش در اواخر  قرن ششم هجری از مصر، از آرامگاه‌های افراد منسوب خانوادهء نبوت در مصر، از  سیده ام کلثوم بنت قاسم بن محمد بن جعفر  و آرامگاه سیده زینب  بنت یحیی بن زید بن حسین  بن علی و آرامگاه  ام کلثوم  بنت محمد بن جعفر صادق   یادآوری مى‏کند که در جمله نامی از زینب کبری نیست.

احتمال زیاد این است که این محل، آرامگاه زينب بنت ‏يحيى المتوج بن الحسن الانور بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب رضی الله عنهم اجمعین باشد؛ زیرا طبیعی است وقتی که  زینب گفته مى‏شود، افکار و اذهان متوجه  مشهورترین شخصیتی  مى‏گردد که  این اسم را حمل مى‏کند و آن شخصیت همانا زینب بنت علی است  و به مرور زمان  با نام سیده زینب کبری  اشتباه شده است.

حتی مؤرخان بزرگ و نامدار مصری مثل جلال الدین سیوطی (849-911م) و احمد بن علی مقریزی (1364-1442م) و ابوالعباس قلقشندی که هر سه مصری اند و دو نفر اول الذکر در قاهره تولد شده و هرسه در قاهره وفات یافته اند،  به وجود  آرامگاه «زینب کبری» در قاهره  اشارتی نداشته اند، در حالی‌که در کتاب‌های شان به جزئیات در مورد حوادث و رویدادها پرداخته‌اند، به ویژه سیوطی که چند کتاب در موضوعات تاریخی  هم دارد .

[1] ) خوانندگان ارجمند   این علی پاشا را  که مشهور به « علی باشا الوزیر» بود در سال 956 هجری قمری از طرف  سلطان سلیمان خلیفهء عثمانی،  فرمانده مصر بود، با علی پاشا مبارک  نویسندهء کتاب  «الخطط التوفیقیة» که  در سال 1893 م (1311 هـ . ق) در قاهره وفات یافت ، اشتباه نکنند.

[2] ) الخطط التوفیقیة ، الجزء الخامس  ص 9 چاپ مطبعه بولاق  1305ـ (1888م)

[3] ) علی  پاشا مبارک   طوری که در متن کتاب گفتم نامش با عمران و باز سازی و  نهضت علمی مصر گره خورده است و دکتور  احمد امین او را از جملهء  اصلاح‌گران عصر جدید  در مصر محسوب می‌کند. او در سال 1823 م در منطقهء دقهلیه  مصر تولد یافت. در کودکی قرآن کریم  را حفظ کرد  و در سال 1849 جهت تحصیلات عالی به فرانسه اعزام گردید. او در رشته های متعدد ازجمله مهندسی و ساختمانی  نیز تحصیل کرد و در برگشت  به میهنش  مدرسهء « مهندسخانه» را بنیاد نهاد. او در فرانسه  آموزش‌های  رزمی هم دیده بود، از همین رو  به مثابهء یک فرد مصری زیر  فرمان امپراتوی عثمانی، همراه با  ارتش عثمانی در جنگ کریمیه نیز شرکت ورزید و پیروزی به نام ترکان رقم خورد و او در کابینهء ریاض پا شا وزیر معارف بود، اما درسال 1891 م از وظایف رسمی استعفا  داد و سرانجام در سال 1893م وفات یافت. از او کتاب‌های مفیدی  به نشر رسیده، اما  کتاب مهم او  مشهور به «الخطط التوفیقیة » می‌باشد که در زمان حیاتش در 1888م از چاپخانهء مشهور بولاق از چاپ برآمد . این کتاب را جدیدا   دارالکتب المصری در 20 مجلد، مجدداً به نشر سپرده است. «الخطط التوفیقیة»  مرجع مهمی راجع به تاریخ، جغرافیا و شناخت شخصیت‌های مشهور ساکن در مصر  به شمار می‌رود.

یک تن از سادات و پژوهشگران معاصر مصری به نام  الشریف  احمد ضیاء قللی العنقاوی الحسنی کتابی دارد به نام « الأصول فی أخبار من نزل مصر من مشاهیر ذریة الرسول؛ من أوائل القرون الأولی إلی القرن الثانی عشر الهجری».کتاب یاد شده در مورد آن عده از فرزندان پیامبر تدوین گردیده است  که از اوایل قرون نخستین هجری تا قرن دوازدهم هجری در مصر مسکن گزیده اند .

مؤلف، کتاب خود را با مراجعه به کتاب‌های تاریخی و نسخ خطی و آرشیف‌های  متعدد  دولتی و رسمی که از قرن سه تا دوازدهم هجری در دسترس بوده، نگاشته است.

آقای عنقاوی نخستین کسی را  که از خاندان نبوت وارد مصر شده ، بی بی نفیسه خواهر حسن  الأنور بن زید الأبلج بن حسن بن علی بن ابی طالب  معرفی مى‏کند که همراه با شوهرش اسحاق بن جعفر صادق وارد مصر  گردیدند  و موصوفه در سال 208 هجری قمری وفات یافت و در مصر به خاک سپرده شد.[1]

از سادات حسینی نخستین کسی که وارد مصر شده است محمد الغریق بن عبد الله الباهر بن علی زین‌العابدین بن سید الشهداء حسین بن علی بن ابوطالب را یاد مى‏کند که فرزندانش در مصر و شام به نام  «بنو الغریق» مشهور اند.[2]

2- آرامگاه در دمشق:

در  حوالی دمشق  هم  آرامگاه با شکوهی قرار دارد که در گذشته‌ها به نام روستای « راویه» مشهور بود و امروز «زینبیه»  گفته مى‏شود  و ادعا مى‏گردد که آرامگاه سیده زینب بنت علی و خواهر امام حسین است.

طرفداران  این نظریه  دلیل  سفر مجدد  زینب کبری را بعد از برگشت به مدینه، به قحطی‌ای  گره می‌زنند که در مدینه در سال 61 هجری  به وقوع پیوست و زینب همراه با همسرش عبدالله بن جعفر که املاک و اراضی  زیادی در «راویه» روستای  اطراف دمشق داشت، به آن صوب حرکت کرد و در همانجا وفات یافت و به خاک سپرده شد.

اما این توجیه زیاد خردپذیر نیست که سیده زینب کبری، مدینهء منوره و جوار آرامگاه جد بزرگوار و مادرش فاطمه را ترک کند و به دمشق محل فرمانروایی یزید اموی برود .

همچنان مؤرخان مشهور با وجودی که از  رویدادهای مدینهء منوره به دلیل وجود پیکر مطهر پیامبر و مرقد منور او،  همه حوادث  در آن را بازتاب داده اند،  از قحطی‌ای که در سال 61 قمری در مدینه به وقوع پیوسته باشد، یادی نمى‏کنند، تا منجر به سفر زینب کبری شده باشد .

خاندان نبوت  تنها در زینب کبری  یا همسرش عبد الله بن جعفر خلاصه نمى‏شد و بسا از  دختران حسن و حسین  هنوز زنده بودند.  مهمتر از همه امام زین العابدین  علی بن حسین در مدینه بود  و اگر چنین اتفاقی می‌افتاد، باید همه  مدینه را ترک مى‏گفتند، در حالی‌که در تاریخ به این امر اشاره‌ای صورت نگرفته است و بعید هم به نظر مى‏رسد که  شخصیتی چون زینب کبری- علیها السلام –  هم‌دیاران مدینهء طیبهء جدش را در قحطی بگذارد و برای نجات خود از  قحطی رهسپار دمشق،  محل فرمانروایی یزید اموی گردد.!

3- آرامگاه در شنگال:

شنگال روستایی است کرد نشین در شمال عراق و در منطقهء نینوی که  عرب ها آن را «سنجار» مى‏گویند و در جنگ‌های اخیر عراق به ویژه ستمی که نیروهای «داعش» بر ساکنان بومی آن؛ یعنی اقلیت یکتاپرست «ایزدی» آن منطقه، روا داشت، در رسانه‌های جهانی بازتاب گسترده یافت. ایزدی‌ها به یزیدیان نیزشهرت  دارند و معبود آن‎ها «یزدان» نام دارد که در افغانستان ما و فارسی‌زبانان جهان آن را مرادف آفریدگار و خدای جهان به کار می‌برند.

در شنگال هم  زیارتی به نام زینب بنت علی وجود دارد و ادعا مى‏شود که زینب کبری بعد از برگشت از کربلا، در این محله بیمار شده و وفات یافته  و در همانجا دفن شده است. اما روایت‌های تاریخی  که حضور او را در دربار یزید  ثابت می‌سازد و به خطبه او هم در برابر یزید هم اشارت شده است و  برگشتش به مدینهء طیبه نیز در کتاب‌های تأریخی درج گرددیه است. این حقایق تاریخی  نشان مى‏دهد که

[1] ) الأصول فی أخبار من نزل مصر من مشاهیر ذریة الرسول ، ص 58

[2] ) همان مرجع ، ص 149

آرامگاه  منسوب به  زینب کبری در  شنگال (سنجار) ، حقیقت ندارد و  تنها به  حب آل نبی دلالت مى‏کند  که  ملت‌های مسلمان در سراسر جهان اسلام، آرامگاه‌ها، زیارتگاه‌ها، اضرحه و امام‌زاده‌هایی را به نام آن بزرگان دین اعمار کرده اند که در ورای  اعمار آن، هدف‌های  اخلاصمندی، یا استفادهء ابزاری فرمانروایان از دین و یا بهره برداری‌های مادی مضمر است، نه چیز دیگری.

در سنجار  یا شنگال که اکثریت ساکنان آن کردی‌های ایزدی‌ اند، مسلمانان سنی مذهب و اقلیت آشوریان مسیحی هم زندگی دارند.

4- مدینهء منوره :

عقل حکم می‌کند تا مثل باقی خاندان پیامبر، زینب کبری  بعد از برگشت از دمشق  در حدود کمتر از دو سال  در حالی‌که قلبش از شهادت برادرش حسین و سایر برادرانش و فرزندانش و برادرزاده‌ها و فرزندان کاکاهایش اندوهگین بود، در مدینهء منوره وفات یافته باشد و چون مادرش فاطمه زهراء یا برادرش حسن بن علی و یا همسرش عبدالله بن جعفر  در قبرستان « بقیع» دفن شده باشد، اگر چه صریحاً در کتب تاریخ  به این امر اشارت نشده است. همچنان است  در مورد بسا از ازواج مطهرات که به محل دفن ایشان نیز اشارت نرفته است، اما عقلاً بایست  در همان‌جایی  دفن شده باشند که سکونت داشتند.

این‌جانب که آرامگاه منسوب به زینب کبری را در زینبیهء  دمشق زیارت کرده ام و بار بار  به زیارت  ضریح منسوب به سیده زینب در قاهره نیز رفته ام و از زیارت جنت البقیع  که شمار زیادی  از یاران پیامبر و دختر محبوب او فاطمه مدفون اند،  نیز فیض برده ام،  در این مورد همان سرودهء خاتم الشعراء مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی را به یاد می‌آورم که در آن  دورانی که  نظر رسمی حکومت تیموری هرات این بود که آرامگاه حضرت علی بن ابی طالب در بلخ است، چنین سرود :

گویند که مرتضی علی در نجف است
در بلخ بیا، ببین چه بیت الشرف است
جامی نه عدن گوی، نه بین الجبلین
خورشید یکی و نور او هر طرف است

آری !

در مورد آرامگاه  پیام رسان قیام کربلا، زینب کبری هم باید گفت: «خورشید یکی و نور او هر طرف است»

و یا سرودهء دیگر هم میهن  بزرگوار خویش مولانا جلال‌الدین محمد بلخی را بایست  تکرار کرد که :

بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی

در سینه‌های مردم عارف مزار ماست

اللهم ارض عنها و أسکنها فسیح جناتک واحشرها و احشرنی واحشرنا مع الأنبیاء والصدیقین والشهداء والصالحین وحسن أولئک رفیقا. آمین !

منابع و مآخذ

1- البدایة والنهایة از ابوالفداء  اسماعیل بن کثیر تحقیق اکرم عبد اللطیف البوشی. الجزء الثامن ، چاپ وزارت اوقاف و شئون اسلامی  دولت قطر –  1436 هـ. ق 2015م

2- تاریخ الطبری  از ابو جعفر محمد بن جریر الطبری، الجزء الخامس، تحقیق محمد ابو الفضل إبراهیم،  ناشر دارالمعارف مصر- قاهره  چاپ دوم ، 1971م

3- سیر أعلام النبلاء از  امام شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان الذهبی. تحقیق زیر نظر شعیب الأرنؤوط ، الجزءان الثالث و الرابع. ناشر  مؤسسة الرسالة، چاپ  یازدهم  1417 هـ . ق 1996م

4- تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ( بخش حوادث ووفیات 61- 80 هـ ) از شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان الذهبی. ناشر  دارالکتاب العربی – بیروت ، چاپ نخست 1410هـ . ق 1990 م

5- الخطط الجدیدة لمصر القاهرة و مدنها و بلادها القدیمة والشهیرة . تألیف الجناب الأمجد والملاذ الأسعد سعادة علی باشا مبارک. الجزء الخامس ، الطبعة الأولی المطبعة الکبری الأمیریة ببولاق مصر المحمیة سنة 1305 هجریة ( قمریة)

6- الأصول فی أخبار من نزل مصر من مشاهیر ذریة الرسول من أوائل القرون الأولی إلی القرن الثانی عشر الهجری ، تألیف: الشریف أحمد ضیاء قللی العنقاوی الحسنی ، ناشر  مکتبة زهراء الشرق- القاهرة ، الطبعة الأولی 2013م

7-کتاب الطبقات الکبیر، محمد بن سعد بن منیع الزهری  متوفای سال 230 هـ . ق ، الجزء السادس ، الطبقة الرابعة من الصحابة، تحقیق الدکتور علی محمد عمر ، ناشر : مکتبة الخانجی – القاهرةالطبعة الأولی  1421هـ . ق  2001 م

8- کتاب جمل من أنساب الأشراف ،  امام احمد بن یحی  بن جابر  البلاذری، متوفای سال 279 هجری قمری،  الجزء الثالث، تحقیق  پروفیسور دکتور سهیل زکار و دکتور ریاض زرکلی ، ناشر : دار الفکر بیروت – لبنان ، الطبعة الأولی 1417 هـ  1996م

9- لطائف المنن والأخلاق فی وجوب التحدث بنعمة الله علی الإطلاق المعروف بـ « المنن الکبری» تألیف  الأمام العارف بالله أبی الواهب سیدی عبد الوهاب  الشعرانی (898-973 هـ ق)  ضبطه وصححه أحمد عزو عنایة. نشر  دار التقوی – دمشق  ، الطبعة الأولی 1425هـ 2004م

10- درر الغواص علی فتاوی سیدی علی الخواص. تالیف : القطب العارف بالله سیدی عبد الوهاب الشعرانی ، الناشر المکتبة الأزهریة للتراث – القاهرة 1998م

11- الذریة الطاهرة النبویة ، الإمام الحافظ أبو بشر محمد بن أحمد بن حماد الدولابی ( 224-310) ناشر : الدار السلفیة – الکویت ، الطبعة الأولی ، 1407هـ  1986م

12- أنساب الطالبیین، أبو عبد الله حسین بن عبد الله الحسینی السمرقندی، تحقیق الدکتور عبد الکریم إبراهیم دوحان الجنابی،  ناشر: مکتبة الثقافة الدینیة؛ القاهرة ، الطبعة الأولی 1426هـ 2006م

13- تحفة الطالب بمعرفة من ینتسب إلی عبد الله وأبی طالب ، تألیف حسین بن عبد الله بن الحسین السمرقندی ، تحقیق : ناصر محمدی محمد جاد، ناشر : دار الآفاق  العربیة ،  القاهرة، الطبعة الأولی 1431هـ 2010م

14- السیدة زینب الطاهرة خامسة نساء الکاملات رضی الله عنها، تالیف محمد محمود  عبد الاعلیمناشر شرکة الشمرلی  – القاهرة، الطبعة الثانیة ، 1430هـ 2009م

15- مشاهیر أهل البیت فی مصر ( دراسة الشبهات و رد المفتریات)  تألیف المستشار عبدالسمیع محمود و الأستاذ عادل سعد زغلول محمد، مراجعة الدکتور  السعید محمد علی ، الطبعة الأولی – القاهرة 2011م 1432هـ

16- إبنة الزهراء بطلة الفداء زینب رضی الله عنها ، تألیف الأستاذ علی أحمد  شلبی ، ناشر وزارة الأوقاف ، جمهوریة مصر العربیة، القاهرة 1435هـ 2014م

17- مراقد أهل البیت فی القاهرة  ، تألیف محمد زکی إبراهیم ، الطبعة السادسة 1424هـ 2003م ، ناشر مؤسسة إحیاء التراث الصوفی – القاهرة

18- ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی،  اثر محب الدین بن  ابوالعباس أحمد بن عبد الله محمد الطبری، تحقیق اکرم البوشی، قدمه و راجعه محمود الأرناؤوط، الطبعة الأولی، 1995م

19- مقاتل الطالبیین، از ابو الفرج الأصفهانی، شرح و تحقیق السید احمد صقر، منشورات الشریف الرضی (ب – جا) ( ب – ت)

20- بنات الصحابة، احمد خلیل جمعه ، ناشر دار الیمامة، دمشق ، الطبعة الثانیة، 1425هـ 2005م

21- السیدة زینب بطلة کربلاء ، تألیف الدکتورة بنت الشاطیء، ناشر : دار الهلال – القاهرة ، الطبعة الثانیة ، 2014م

22- سفرنامهء حکیم ناصر خسرو قبادیانی مروزی ، با حواشی و تعلیقات و فهارس اعلام تاریخی و جغرافیایی ولغات، به کوشش دکتر محمد دبیرسیاقی، انتشارات زوار، تهران – ایران ،چاپ نهم ، بهار 1387 هجری خورشیدی

23- نساء أهل بیت النبی، تألیف الدکتور حمزه النشرتی و الشیخ عبدالحفیظ فرغلی الطبعة الأولی 1425هـ . ق 2004م ناشر : دار النشرتی للتألیف والنشر – القاهرة – مصر

24- تاریخ مدینة دمشق ( و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل أو اجتاز بنواحیها من واردیها وأهلها) تصنیف الإمام الحافظ أبی القاسم علی بن الحسن ابن هبة الله بن عبد الله الشافعی المعروف  بابن عساکر ، دراسة و تحقیق محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمروی، ناشر: دار الفکر،بیروت – لبنان ، 1415هـ. ق 1995م

نمایش بیشتر

سیمرغ

سیمرغ یک نهاد فرهنگی و اجتماعی است که با اشتراک جمع کثیری از اندیشمندان، فرهنگیان و نویسنده‌گان در حوزه تمدنی و فرهنگی فارسی_ پارسی تشکیل گردیده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا