مقالات اجتماعی

مذهب طالبان (19)

نویسنده: خواجه بشیر احمد انصاری

از خشونت دینی تا خشونت سکولار 

پرسش: شما از خشونت دینی حرف زدید، ولی ما شاهدیم که خشونت سیاسی همیشه دینی نه بلکه سکولار هم می‌باشد؟
انصاری: امروز رابطۀ خشونت و دین از مسلمات باور غربیان به شمار می‌رود که این اندیشه در میان برخی روشنفکران ما نیز سرایت نموده است. در این رابطه کتابی در این اواخر به دستم رسید که عنوانش «اسطورۀ خشونت دینی: ایدئولوژی سکولار و ریشه های کشمکش معاصر» می-باشد و به قلم «ویلیام کاوانو» نگاشته شده است.
او می‌نویسد، خشونت می‌تواند سکولار هم باشد؛ خشونتی خون بارتر از خشونت‌های دینی. او معتقد است که تمامی ایدئولوژی ها می توانند از داعیان خشونت به شمار روند. این درست است که دین و خشونت گاهی با هم پیوندی داشته اند که این رابطه را می توان در کشتن انسان ها در پای بتان و جنگهای صلیبی و کشمکش های دینی در اینجا و آن جا و کوبیدن اقلیت های دینی ریشه یابی نمود، ولی این بدان معنی نیست که ادیان را در تمامی حالت ها و در گسترۀ تاریخ دعوتگران خون ریزی و خشونت بدانیم. این درست است که ادیان گاهی دست به خشونت زده اند ولی این هم درست است که ادیان بزرگ عناصر بازدارندۀ فراوان خشونت را در دل آموزه‌ها و در روان پیروان شان می‌پرورانند؛ همان‌طوری‌که عناصر انفجار خشونت را نیز در کف دارند. این اندیشمند می-نویسد، خشونت را نمی توان به صورت مطلق آن به دین ربط داد زیرا به باور او خشونت در سراپای منظومه های ایدئولوژیک دیده می شوند. خشونت دارای سرچشمه هایی است مانند اینکه گروهی خود را حاملان حقیقت مطلق بدانند و یا اطاعتی کورکورانه از رهبر نمایند و یا در جستجوی مدینه فاضله خویش باشند و یا هدف را در پای وسیله گردن زنند. این سرچشمه های جوشان خشونت می توانند در سرزمین ادیان فواره کنند همان طوری که می توانند در میدان ایدئولوژی هایی چون ملی گرایی و دولت ملی و یا هم مکتب های فلسفی مختلف جاری شوند. خشونت از این نشأت نمی گیرد که بگوییم برخی ها متدین اند و برخی دیگر نه بلکه خشونت وقتی جلوه نمایی می کند که «تدین» جای «دین» را بگیرد.
در مملکت ادیان، ما با دو گروه از بشر سر و کار داریم که یکی آن را «مؤمن» خوانند و دیگری را «کافر»؛ و یا به اصطلاح روز، اولی ها «خودی اندیش»اند و دومی ها «دگر اندیش»؛ این تقسیم در حوزۀ سکولاریزم هم وجود دارد؛ به این معنی که گروهی مؤمن به سکولاریزم اند و دسته ای کافر به آن. شاید گروهی بیایند و اعلام کنند که خشونت دینی چون مردن در راه قدرتی ماورای طبیعی را فضیلت می داند، از این لحاظ می تواند انسان را تا اوج تباهی تحریک کند، غافل از اینکه این سخن می تواند در قسمت گروه هایی که دین مدار هم نیستند صدق کند. این همه مدال و نشان و تشریفات و القاب و گورهای مجللی که به سپاهیان گمنام و نامدار و قهرمانان ملی در جهان تخصیص داده می شود، آیا بیشتر از کسانی نیست که در راه دین کشته شده اند؟ کسانی که کمتر درایتی به بازی های سیاسی کشور دارند می توانند این حقیقت را درک کنند که خشونت دینی در اساس و ریشۀ خویش خشونتی است سیاسی که جامۀ دین بر تن کرده است.
در جوامع مصرفی عصر ما عادت بر این رفته است تا اعلانات تجارتی را با تصاویر جذاب کودکان و زنان و مردان و حتی حیوانات زیبا تزیین نموده و از راه عناصر شبرو «قدرت نرم» در دل و دماغ بیننده ره بگشایند. از همین لحاظ خیلی دیده می شود که کارشناسان بازار بورس خون، کشمکش های سیاسی را «مسلمان» می سازند تا از این راه استمرار و کارایی جنگ را بیمه نمایند.
شاید کسی بیاید و بگوید، خشونت دینی و مرگ در راه دین از لحاظ غیر عقلانی بودن و غیر منطقی بودن آن محکوم است، پاسخ این است که چه کسی گفته است جنگی سکولار و یا مرگی سکولار می تواند عقلانی باشد. اگر جنگ های ملی و یا جنگ هایی که بر مبنای مکتب های فلسفی و ایدئولوژی های سیاسی به راه می افتند، برای داشتن زندگی بهتری صورت گیرند، پس مرگ چگونه خواهد توانست تا این منطق «زندگی» را تثبیت نماید؟ آیا مرگ خود نقطۀ مخالف زندگی نیست، چه رسد به زندگی بهتر؟ چرا زمانی که خشونت در قالب دین عرض وجود می کند نه مشروع است و نه عقلانی ولی زمانی که در کسوت سکولار جلوه نمایی می کند هم مشروع است و هم عقلانی؟ چرا مرگ در راه مکاتب فلسفی و ایدئولوژی های سیاسی شهادت است ولی مرگ در راه دین امری است ناروا که باید آن را محکوم نمود؟ پرسش هایی است که باید مطرح نمود.
من اینجا در کوشش این نیستم تا خشونت را در هر دو شکل آن توجیه کنم؛ بلکه می خواهم بگویم، پیوند دادن خشونت تنها به پدیدۀ دین، هر دینی که باشد غیر علمی و غیر عقلانی است و از همین جهت می توان گفت که خشونت می تواند سکولار هم باشد. برای شناخت خشونت دینی و انتحار دینی نیازمند پژوهش های بیشتری بوده و نیازمند آنیم تا بدانیم که یک دین و یا یک ایدئولوژی تحت چه شرایطی به خشونت رو می آورد؟ این کار را می توان در لابراتوار جنگ چهل سالۀ افغانستان انجام داد که هم از لحاظ خشونت دینی غنی بوده و هم از لحاظ خشونت سکولار.

نمایش بیشتر

سیمرغ

سیمرغ یک نهاد فرهنگی و اجتماعی است که با اشتراک جمع کثیری از اندیشمندان، فرهنگیان و نویسنده‌گان در حوزه تمدنی و فرهنگی فارسی_ پارسی تشکیل گردیده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا