
دورنمای رمضان
2 روزه و قرآن
رمضان تنها ماهی است که در قرآن کریم از آن نام برده شده است. قرآن کریم فرضیت روزه گرفتن را در این ماه مشخص میکند که ممکن است ۳۰ روز یا ۲۹ روز باشد. در هر دو صورت، روزه ماه رمضان به طور کامل ادا شده است. نکتهی دیگری که قرآن کریم به آن اشاره میکند، لزوم روزه گرفتن برای کسانی است که شاهد حضور ماه رمضان به لحاظ تقویم مبتنی بر حرکت زمین باشند. این مسأله تفاوت میان کشورهای مختلف را در آغاز یا پایان روزه ماه رمضان حل میکند.
تناسب قرآن کریم با رمضان به دو وجه است:
۱. نزول قرآن کریم که در ماه رمضان صورت گرفته است (البته بحث درباره ماهیت نزول در ماه رمضان در ادامه خواهد آمد).
۲. اخلاق قرآنی که برای روزه دار اهمیت دارد. قرآن کریم در کنار یاد کردن از رمضان، برخی از اوصاف خود را نیز یادآوری میکند، مانند “مایه هدایت بودن”، “نشانه بودن” و “فرقان بودن”. در حقیقت، قرآن کریم رمضان را بستر مناسبی برای ایجاد نشانه هایی از اخلاق فرقانی در روزه دار میداند.
در سورۀ فرقان، اخلاق فرقانی به هشت خصلت برجسته خلاصه شده است:
۱. فروتنی (یمشون علی الارض هونا)
۲. تحمل و بردباری (قالوا سلاما)
۳. مناجات و شبزنده داری (یبیتون لربهم سجدا و قیاما)
۴. طلب نجات (ربنا اصرف عنا عذاب جهنم…)
۵. دوری از اسراف و بخل (لم یسرفوا ولم یقتروا)
۶. دوری از شرک، قتل و فحشا (لایدعون مع الله الها آخر… ولایقتلون النفس التی حرم الله الا بالحق ولایزنون…)
۷. دوری از کارهای بیهوده (لایشهدون الزور)
۸. حقشناسی (لم یخروا علیها صما وعمیانا)
۹. آرزوی داشتن خانوادۀ صالح (هب لنا من ازواجنا وذریاتنا قرة أعین…)
۱۰. آرزوی پیشرو بودن در تقوا و پرهیزگاری(للمتقین اماما)
این موارد نشان میدهد که اساساً روزه گرفتن برای نهادینه کردن خصایل اخلاقی فوق وارد شده است. اخلاق فرقانی مجموعهای کامل از فرازهای روشمند یک شخص را در جامعه مشخص میکند و این فرازهای اخلاقی میتواند برای روزه دار الگویی کامل جهت ساختن شخصیت وی در جامعه باشد. این فرازهای اخلاقی از طریق روزه داری وارد دورۀ تمرینی میشوند و پس از ماه رمضان به صورت نظام مند وارد چرخهی بازدهی اجتماعی میگردند. در نتیجه، میتوان گفت که ظهور اخلاق فرقانی در حیات روزمرهی یک روزه دار، بزرگترین دستاورد او از روزه در ماه رمضان خواهد بود.
3-رمضان و اخلاق (روزه و حوصلهمندی)
“إِذَا کَانَ یَوْمُ صَوْمِ أَحَدِکُمْ فَلَا یَرْفُثْ وَلَا یَسْخَبْ، فَإِنْ سَابَّهُ أَحَدٌ أَوْ شَاتَمَهُ أَوْ قَاتَلَهُ فَلْیَقُلْ إِنِّی امْرُؤٌ صَائِمٌ”
(هنگامی که روزهدار هستید، فحش دادن و قهر کردن (داد و فریاد) نباید باشد. اگر کسی روزهدار را دشنام داد یا طعنه زد یا با او درگیر شد، باید در پاسخ بگوید: “من روزهدارم”).
معمولاً شاهد کم حوصلگی شدیدی در جامعه خود در ماه رمضان هستیم. این وضعیت از یک سو ناشی از طبیعت جامعه ماست که جامعهای خشونت زده است (و در این جامعه گاهی کشتن به نام عبادت انجام میشود) و از سوی دیگر به دلیل سختیهای روزه داری است که باعث میشود برخی افراد پرخاش گرانه رفتار کنند.
برخی روزه داران با استناد به حدیثی از پیامبر اکرم (ص) مبنی بر اینکه در رمضان شیطانها به زنجیر کشیده میشوند، انتظار دارند که روزه داری باعث افزایش حوصله شود؛ در حالی که قضیه برعکس است. تحمل ذهنی انسانها به میزان کالری که از تغذیه به دست میآورند، وابسته است. گرسنگی به شدت بر قدرت تحمل ذهنی و توازن جریان خون انسان تأثیر میگذارد، زیرا کالری مورد نیاز بدن جذب نمیشود، به ویژه اگر روزه دار به برخی مواد مانند نسوار (نوعی تنباکو) و… معتاد باشد. بنابراین، حوصله مندی یک روزه دار در رمضان نه تنها افزایش نمییابد، بلکه به شدت کاهش مییابد. در چنین شرایطی، نباید انتظار داشته باشیم که روزه به عنوان یک عبادت به صورت خودکار باعث افزایش حوصله شود.
کم حوصلگی انسان ناشی از گرسنگی، زاییده شیطان نیست تا با بسته شدن شیطان، حوصلهها نیز فوران کند. این پدیده محصول تعامل فیزیولوژیکی بدن انسان است و یک روند طبیعی در حیات انسانها و سایر موجودات زنده محسوب میشود که بر بدن آنها حکومت میکند و ارتباط چندانی با شیطان ندارد.
از سوی دیگر، وسوسههای شیطان در ماه رمضان برای یک روزه دار کاهش مییابد و فضای معنوی حاکم بر رمضان باعث افزایش تمایل خیرخواهانه انسان نسبت به جامعه و مردم میشود. این موضوع امری جدا از حوصلهمندی فیزیولوژیکی است.
در نتیجه باید گفت که توصیه اصلی رسول اکرم (ص) مبنی بر اینکه در برابر هرگونه تعرض زبانی یا بدنی دست به انتقام نبرید و بگویید “من روزهدارم”، زمانی معنا پیدا میکند که “حوصلهمندی” کار بزرگی باشد. اگر به صورت خودکار حوصله ما افزایش یابد و وضعیت ذهنیمان نرمال باشد، تحمل کردن و حوصله نشان دادن ارزشی ندارد. به همین دلیل است که پیامبر اکرم (ص) حوصلهمندی و عدم واکنش متقابل را یک ارزش مهم میدانند. اجرای این توصیه قطعاً سخت و مهم است و اینجاست که درمییابیم رسول گرامی اسلام وقتی به تحمل و بردباری در ماه رمضان توصیه میکند، به این دلیل است که حوصله نشان دادن در اوج کمحوصلگی، کاری بزرگ و اخلاقی عالی است و روزه دار باید به آن آراسته باشد.
با توجه به آنچه گفته شد، میتوانیم بگوییم که رمضان ماه نشان دادن صبر، حوصلهمندی و گذشت است. این اوصاف زمانی معنا پیدا میکنند که عملاً در برابر پرخاشگری و تعرض قرار بگیریم. پیامبر بزرگوار اسلام (ص) در حقیقت ماه رمضان را نوعی “زمان قرنطینه” اعلام میکنند؛ به این معنا که پرهیز از کمحوصلگی سخت است، اما باید اجرایی شود. وقتی پزشک به شما توصیه میکند که از خوردن برخی مواد غذایی پرهیز کنید یا از انجام برخی کارها خود داری نمایید، به این دلیل است که این مواد یا فعالیتها میتوانند به سلامت جسمی شما آسیب برسانند و برای محافظت از خود، باید برای مدت معینی از آنها دوری کنید. قضیه رمضان نیز شبیه به این وضعیت است. عادات بد اخلاقی، سلامت معنوی و رفتار اجتماعی ما را تهدید میکنند و از سوی دیگر، نمیتوانیم به طور دائم از آنها پرهیز کنیم. بنابراین، پروردگار متعال زمان معینی (ماه رمضان) را در نظر گرفته است تا حداقل در این مدت، از آسیبهای یادشده دور بمانیم و به ناچار از عادات اخلاقی زشت فاصله بگیریم.
در حقیقت، رمضان یک دوره کامل تمرین حوصلهمندی و قرنطینه از پرخاشگری و خشونتورزی در جامعه است. پس وای به حال کسانی که با نیت ثواب، خشونت میکنند و برای به دست آوردن رضای خدا، آدم میکشند.
4-ارمغان معنوی روزه داری
حدیثی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمودهاند:
“رُبَّ صَائِمٍ لَیْسَ لَهُ مِنْ صِیَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ، وَرُبَّ قَائِمٍ لَیْسَ لَهُ مِنْ قِیَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ”
(روزهدارانی هستند که ارمغان روزه داریشان فقط گرسنگی است و شب زنده دارانی هستند که محصول شبزنده داری شان فقط بیخوابی است.)
گرسنگی روزه دار نشانهای از یک تحول درونی برای اوست و اگر این نشانه درست نباشد، روزهدار هیچ محصولی از گرسنگی خود برداشت نکرده است. اساساً خداوند متعال عاشق سختی کشیدن ما نیست و با صراحت فرموده است:
“یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ”
(خداوند برای شما آسانی میخواهد.)
مشقت روزه داری برای بهدست آوردن یک سری امتیازات و کمالات انسانی و بندگی است. اگر این امتیازات بهدست نیاید، گرسنگی رمضان فقط گرسنگی خواهد بود که زحمت آن هدر میرود.
سوال این است که چه راهکارهایی میتواند بهدست آوردن محصول رمضانی را تضمین کند و کدام آسیبها میتواند ما را از ارمغان رمضان محروم نماید؟
راهکار تضمین بهدست آوردن محصولات رمضانی این است که روزهدار، رمضان را به عنوان یک دوره تربیتی معنوی و اخلاقی در نظر بگیرد و مانند دانشجوی یک کلاس، در پی رعایت اصول و آداب روزهداری باشد تا در پایان رمضان با شخصیتی متحول بیرون آید. رمضان یک دوره کامل تربیتی برای آبدیدهسازی شخصیت یک مسلمان در برابر تمایلات مجرمانه و معصیت است. بنابراین، در رمضان نه تنها روزهدار باید از ارتکاب جرائم و معاصی پرهیز کند، بلکه با انس گرفتن به اخلاق رفتاری خاص رمضان، خود را از درون متحول کند.
یادمان باشد که اخلاق رفتاری انسان برخاسته از هنجارهای ذهنی ماست که بهاثر ممارست روزانه، جایگاه محبوبی در ذهن ما کسب کرده است. ارزشهای اخلاقی میتوانند بهاثر ممارست روزهدار، تبدیل به یک هنجار محبوب شوند که شخص روزهدار بعد از رمضان نیز نتواند بدون آن زندگی کند. در غیر این صورت، ممکن است این ارزشها به دلیل متروک ماندن و آغشته شدن به رذایل اخلاقی، تبدیل به روشی سخت و نفرتانگیز شوند که برای شخص قابل تحمل نباشد.
در مورد نماز، پروردگار میفرماید:
“وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخَاشِعِینَ”
(نماز سخت و طاقتفرساست، مگر برای خاشعان.)
یعنی برای کسانی که به نماز عادت ندارند، نماز خواندن سخت و سنگین است، ولی برای کسانی که به آن خو کردهاند، آسان و محبوب است.
آسیبهایی که ارمغان رمضان را مورد هجوم قرار میدهند، عبارتاند از:
1. تنبلی در روزهداری: مانند کسی که روزهداری را به تحمل گرسنگی روزانه خلاصه کرده است و هیچ توجه به اعضای خانواده، همسایهها و همکاران ندارد. چنین فردی تمام کجخلقیهای خود را به گردن روزه میاندازد.
2. استفاده کمتر از فرصتهای رمضان: ماه رمضان فرصتی استثنایی برای تلاوت و تدبر در قرآن است. شاید هیچ زمانی بهتر از رمضان برای ملاقات با قرآن نباشد و اگر از این فرصت استفاده نشود، میتوان گفت که به محصول رمضانی ما آسیب وارد شده است.
رمضان همچنین فرصتی است برای درک ماهیت گرسنگی و تجربه فقر و گرسنگی. این ماه میتواند ما را به جهانبینیای برساند که عرفا آن را تجربه کردهاند؛ جهانبینیای که در آن، روح دیگران را درک میکنیم و با همنوعدوستی عارفانه آشنا میشویم.
5-پسمنظر روزهداری
در قرآن کریم بارها بر بهدست آوردن “تقوی” تأکید شده است. اساساً “تقوی” که از ریشه “وقایه” گرفته شده، به معنی مصونسازی انسان از آسیبهای بیرونی و درونی است. در قرآن، گاهی تقوی به عنوان یک روش معرفی شده است، مانند آیه:
“إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا”
(اگر تقوی پیشه کنید، خداوند برای شما فرقان (تشخیص حق از باطل) قرار میدهد.)
در اینجا تقوی همان پرهیزگاری است و پرهیزگاری روشی است که ما را به تندرستی مطلوب میرساند.
سوال اصلی این است که معمولاً راهکارهای رسیدن به مطلوب، آغاز و انجام معینی دارند و غالباً کوتاه مدت هستند، در حالی که قرآن تا پایان عمر بر تقوی تأکید کرده است. این مسئله نشان میدهد که تقوی یک روش دائمی است که دسترسی به مطلوب اصلی را در زندگی اینجهانی ممکن میسازد.
در توجیه این موضوع باید گفت که در اسلام، حیات اینجهانی به صورت سیستماتیک با حیات اخروی پیوند خورده است. حیات اینجهانی به عنوان مقدمهای برای آخرت معرفی شده است و تمام برنامههای عبادی برای تکامل معنوی انسان طراحی شدهاند. تکامل معنوی نیز بیپایان است و انسان میتواند تا جایی پیش برود که جز خدا کسی را نبیند. بنابراین، رعایت دائمی روش تقوی اهمیت مییابد.
در برخی آیات، تقوی به عنوان یک “مقام” یا “مرتبه” معرفی شده است، مانند آیه:
“یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ”
(ای مؤمنان، روزه بر شما واجب شده است، همانگونه که بر پیشینیان شما واجب شد، تا شاید پرهیزگار شوید.) در اینجا پرهیزگاری به معنی مصونشدن و وقایهیافتن است که یک هدف برای بندگان محسوب میشود.
پرسش این است که آیا پس از رسیدن به این مقام، دیگر نیازی به پرهیزگاری نیست؟
باید گفت که بخشی از راهکار پرهیزگارانه، سپاسگزاری از نعمتها و توفیقات الهی است. سپاسگزاری پس از رسیدن به تقوی، حتی شدت مییابد. پیامبر اکرم (ص) نیز در پاسخ به پرسشی درباره شدت پایبندیشان به عبادت، فرمودند که باید از روی سپاسگزاری هم که شده، به احکام الهی پایبند باشند.
در مورد رمضان، پروردگار متعال، تقوی را به عنوان هدف روزهداری تعیین کرده است. این نشان میدهد که روزه، در عین حال که خود یک روش پرهیزگارانه است، کلیدی برای رسیدن به مقام پرهیزگاری نیز میباشد. در حقیقت، روزهداری در طول یک ماه، مصونیت میآفریند و روزهدار را به مقامی میرساند که به صورت خودکار در برابر آسیبهای درونی و بیرونی مصون میشود.
تقوای مطلوب در رمضان، همان مقام ایثار است که اوج جهانبینی اجتماعی یک مسلمان را تشکیل میدهد. روزهداری ما را ایثارگر بار میآورد. باید دانست که اکثر جرائم اخلاقی و اجتماعی انسان، برخاسته از تمامیت خواهی شخصی و حرص و آز فردی است. ایثارگری ویژگی اخلاقی است که تنها مؤمنان با تعقیب راهکار پرهیزگارانه به آن میرسند.
6-روی دیگر رمضان
“الإحسان أن تعبد ربک کأنک تراه، فإن لم تکن تراه فإنه یراک”
(نیکی این است که پروردگارت را چنان عبادت کنی که گویی او را میبینی، و اگر او را نمیبینی، بدان که او تو را میبیند).
عرفان اسلامی در طول تاریخ وظیفه دار معرفی “روی دیگر” عبادات بوده است. از یک سو، پرستش را از شعار محض جدا کرده و از سوی دیگر، رابطه فردی با خدا را در میان غوغای جمعی حفظ کرده است. اکثر عبادات در اسلام دارای بعد گسترده اجتماعی هستند و این مسئله، اسلام را به عنوان دینی شریعت محور با نمای اجتماعی معرفی میکند.
نماز در جماعت کامل میشود، روزه به کسب اخلاق اجتماعی و کمک به فقرا منجر میشود، زکات یک عمل اجتماعی با حکمت اخلاقی است و حج کاملاً یک نمایش اجتماعی تلقی میشود. در نتیجه، میتوان گفت که راه عبور به سوی خدا در اسلام، عباداتی هستند که در میان جامعه انجام میشوند و با گفتار معروف پیامبر اسلام (ص) که فرمودند: “در اسلام رهبانیت وجود ندارد”، هماهنگ است.
یادمان باشد که اگر تمام عبادات در بعد اجتماعیشان خلاصه شوند، اصل “پرستش” که تنها پایه جهانبینی دینی است، تحت الشعاع قرار میگیرد و ما به تدریج به یک “جامعه دینساز” تبدیل میشویم، نه یک “دین جامعهساز”.
رمضان نیز از همین دست است و “روی دیگر” آن، ایجاد یک پل تحت نام “پرستش” میان روزه دار و خداوند متعال است. رمضان فرصت کاملی است برای ترمیم و استفاده بهینه از این پل و در حقیقت، برای ملاقات دوطرفه با خدا. اگر میخواهید با خدا حرف بزنید، نماز بخوانید و اگر میخواهید سخنان خدا را بشنوید، قرآن بخوانید. این جمله نمایانگر راهاندازی یک ملاقات کامل با خدا است و این فرصت در ماه رمضان به اوج خود میرسد.
روزه دار میتواند در کنار تمام شعایر و اعمال اجتماعی دیگر رمضان، این ملاقاتهای خصوصی را نیز راهاندازی کند و در گوشهای آرام، قرآن بخواند و با حضور قلب، به سخنان خدا گوش دهد. عرفان اسلامی، حضور قلبی در هر عبادت را باارزشتر از نمای بیرونی آن دانسته است.
7-الگوهای روزهداری
“کان رسول الله أجود الناس، وکان أجود ما یکون فی رمضان…”
(پیامبر اکرم (ص) بخشندهترین مردم بودند و بخشندگی ایشان در رمضان به اوج خود میرسید.)
برخی ثروتمندان در ایام رمضان، به ویژه هنگام افطار، اقدام به توزیع افطاری میان نیازمندان میکنند. این کار نشاندهنده تأثیر فرهنگ روزهداری بر ذهنیت و اخلاق اجتماعی روزهداران است. همچنین، آثار گذشت و سخاوت روزهداری در رفتار بسیاری از مؤمنان دیده میشود، مانند کمک به فقرا، پرداخت زکات، افطاریهای دستهجمعی در مساجد و موارد دیگر.
با این حال، شاهد کاهش قیمت مواد غذایی در ماه رمضان نیستیم و گاهی حتی قیمتها افزایش مییابد. این مسئله، به لحاظ اخلاقی، نوعی سوءاستفاده از نیاز مبرم روزهداران در ماه رمضان محسوب میشود و قطعاً در تضاد با اخلاقیات توصیه شده توسط پیامبر اکرم (ص) در این ماه است.
رمضان فرصتی است برای کسانی که در طول سال به وظایف اخلاقی و اجتماعی خود چندان توجه نکردهاند یا با ناامیدی از فرصتهای مغفرت و اصلاح اخلاقی زندگی میکردهاند. این ماه، فرصتی است برای جبران این کاستیها و شرکت در مسابقهای برای جلب رضایت دیگران و نمایش دوستی و انسانیت.
پیامبر اکرم (ص) به عنوان بزرگترین الگوی زنده تاریخ بشر، در امر روزهداری نیز نمونهای کامل بودند. ایشان بخشنده ترین مردم بودند و بخشندگیشان در رمضان به اوج خود میرسید. “جودت” و “أجود بودن” نه تنها نشاندهنده بخشندگی، بلکه بیانگر بهترین بودن است. بنابراین، ماه رمضان را میتوان ماه ظهور بهترینها دانست: بهترین در گذشت، بهترین درعفو، بهترین در سخاوت و بهترین در کمک به دیگران.
یکی از بهترین انواع کمک رسانی، کمک به همسایههایی است که نیاز دارند اما از روی حیا نمیتوانند درخواست کنند. این کمکها تأثیر بسیار مثبتی بر زندگی آنها خواهد داشت. همچنین، کارگران روزمزد که در چهارراهها منتظر کار میمانند، از مستحق ترین افراد جامعه هستند. آنها نه تنها درخواست کمک نمیکنند، بلکه آماده کار هستند و این وضعیت آنها نزد پروردگار ارزشمند تر از کسانی است که از طریق فساد اداری به جمع آوری ثروت میپردازند.
8-رخصتهای روزهداری
“فمن کان منکم مریضاً أو علی سفر فعدة من أیام أخر”
(اگر کسی از شما بیمار یا مسافر باشد، باید روزههای از دسترفته را در روزهای دیگر قضا کند.)
هر عبادت در اسلام دارای رخصتهایی است که نمیتوان آنها را با کمکاری یا سرقت از عبادت یکی دانست. رخصت به این معناست که انجام عبادت همراه با آن، کامل محسوب میشود و از سوی دیگر، تسهیل کننده فراگیری پرستش در تمام ابعاد زندگی است.
فلسفه رخصت در رمضان، نماز و سایر عبادات بسیار عمیق است و میتوان آن را به موارد زیر خلاصه کرد:
1. آسانسازی عبادت: رخصت در عبادت به معنای آسانسازی انجام آن است و این مفهوم واقعی “یرید الله بکم الیسر” (خداوند برای شما آسانی میخواهد) است.
2. رحمت الهی: رخصت در عبادت نوعی رحمت است که روال معمول زندگی انسانها را در انجام عبادات در نظر میگیرد و آنها را با زندگی روزمره هماهنگ میکند.
3. تعمیم عبادات: رخصتها باعث میشوند عبادات به تمام حالات زندگی انسانها تعمیم یابند و حتی در شرایط اضطراری مانند بیماری یا سفر، پرستش ادامه یابد.
4. معنویت محض: رخصتها عبادات را از شکل ظاهری و مادی دور کرده و به بعد معنوی آن نزدیک میکنند.
5. طرح بدیل: رخصتها به عنوان یک طرح جایگزین، نه تنها از ارزش عبادت نمی کاهند، بلکه آن را در شرایط مختلف ممکن میسازند.
6. تفسیر موسع: رخصتهای رمضان شامل بیماران، مسافران و حتی زنان باردار و شیرده میشود و این نشاندهنده انعطاف و رحمت الهی است.
“یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر”
(خداوند برای شما آسانی میخواهد، نه سختی.)
این آیه نشان میدهد که پشت دستورات روزهداری و رخصتهای آن، حکمتهای بزرگی نهفته است و خداوند در مسیر زندگی بندگانش، آنها را به سوی تکامل هدایت میکند.
9-رمضان ماه شکر
رمضان فرصتی است برای درک نعمتهای خدا دادی و تجربه گرسنگی و فقر. قرآن بارها از بندگان خواسته است که در برابر نعمتهای خداوند سپاسگزار باشند. این ماه، فرصتی است برای درک این که ما تا چه اندازه از نعمتهای الهی بهره مند بوده ایم و کمتر به منشأ این نعمتها توجه کردهایم.
“لئن شکرتم لأزیدنکم ولئن کفرتم إن عذابی لشدید”
(اگر شکرگزاری کنید، نعمتهایم را بر شما میافزایم و اگر ناسپاسی کنید، عذابم سخت خواهد بود.)
سوال این است که شکرگزاری از چه زمانی باید آغاز شود و چگونه باید انجام گیرد؟ بر اساس جهانبینی اسلام، هرعبادت و عمل مشروع دارای بعد اجتماعی و نوع دوستی است و شکرگزاری نیز از این قاعده مستثنی نیست. برای شکرگزاری کامل، نه تنها باید از خداوند سپاسگزار بود، بلکه باید از بندگان او نیز تشکر کرد.
“من لم یشکر الناس لم یشکر الله”
(کسی که از مردم تشکر نکند، از خداوند نیز سپاسگزار نخواهد بود.)
رمضان ماه شکرگزاری از بندگان خداست. آیا تا به حال از همسر، والدین یا همکاران خود به طور قلبی تشکر کردهایم؟ خانوادههای ما با هزاران زحمت، شرایطی فراهم میکنند تا ما در آرامش روزه بگیریم و افطار کنیم، در حالی که خودشان نیز روزهدار هستند و نیاز به همکاری و توجه دارند.
سپاس از مادرانی که با فداکاری از ما حمایت کردهاند، از پدرانی که با تلاشهای بیوقفه برای موفقیت ما کوشیدهاند و از خدمه و کارمندانی که هر روز با آنها سر و کار داریم. حتی کارکنان شهرداری که با وجود دریافت حقوق، تلاشهایشان شایسته تقدیر است. سپاسگزاری، ما را در میان بندگان خدا برجسته میکند و نزد پروردگار به عنوان نوعی پرستش محسوب میشود.
نماز خواندن، روزه گرفتن و نوازش یتیمان، همه اشکالی از شکرگزاری هستند. جامعه ما پراز یتیمان و کودکان بیسرپرست است که هر روز بر تعداد آنها افزوده میشود. خداوند به پیامبرش فرمود:
“ألم یجدک یتیماً فآوی… فأما الیتیم فلا تقهر”
(آیا تو یتیم نبودی که خداوند پناهت داد؟… پس بر یتیمان سخت مگیر) .
به پاس این که ما یتیمی را پشت سر گذاشتهایم یا هرگز آن را تجربه نکردهایم، موظفیم به یتیمان محبت کنیم و به عنوان شکرگزاری از خدا، به بندگان یتیم او کمک کنیم.
سپاس از تمام مردمی که در این جامعه زندگی میکنند و با آنها ارتباط داریم. “وصل علیهم إن صلاتک سکن لهم”
(بر آنها درود بفرست، زیرا درود تو مایه آرامش آنهاست).
وای بر کسانی که در ماه رمضان به جای درود فرستادن، به نام دین جنایت میکنند، در حالی که دین از چنین اعمالی بیزار است.
10-گردنه روزهداری
اگر هوا به شدت گرم شود و کار روزانه نیز به آن اضافه گردد، روزه سنگینی خود را نشان میدهد. برخی فیلسوفان دینی، شعایر دینی را نوعی ریاضت برای صیقل دادن روح انسان مؤمن میدانند. به این ترتیب، هرچه اجرای یک شعار سختتر باشد، اثرات مثبت آن بر نفس انسان ماندگارتر خواهد بود.
در برخی ادیان مانند هندوئیسم و بودیسم، پرستش حول محور ریاضت تعریف میشود و رسیدن به حقیقت منوط به دستکشیدن از رفاه و آسایش زندگی مادی است. این نگاه، دین را از هدایتگری همهشمول خارج کرده و آن را تنها در دسترس مرتاضان و قدیسان قرار میدهد. از سوی دیگر، این دیدگاه با ماهیت فطری انسان در تضاد است و او را ذاتاً دارای روح گناهآلود یا نفس فاسد معرفی میکند که برای پاکسازی نیاز به ریاضت دارد.
مشکل دیگر این نگاه این است که دین را به عنوان راهنمای کمال معنوی فردی مطرح میکند و آن را به رابطهای شخصی با خدا محدود میسازد. در حالی که بخش عمدهای از حرکتهای اصلاحی در جوامع بشری توسط سازمانهای دینی انجام میشود که بر حضور اجتماعی اخلاق دینی تأکید دارند.
در اسلام، پرستش به گونهای دیگر تعریف شده است. در این دین، پرستش نوعی فعالیت اجتماعی است که در گام نخست، اثرات اجتماعی مثبت به جای میگذارد و در گام بعدی میتواند به عنوان ریاضت، روح مؤمنان را صیقل دهد. در اسلام، حضور اجتماعی دین تا آن حد اهمیت دارد که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودهاند:
“شما امر به معروف کنید، حتی اگر خودتان تمام معروف را انجام ندهید.”
این بدان معناست که دین باید به عنوان هویتی حاکم در جامعه حضور داشته باشد و حتی اگر به ظاهر هم شده، هنجارهای دینی باید رعایت شوند.
البته این نوع تعامل با جامعه ممکن است به ریاکاری و شعارگرایی منجر شود، همانگونه که امروز شاهد آن هستیم (افراد فریبکاری که نمازخوان و روزهدار هستند، در مقایسه با فریبکاران بینماز و بیروزه، بیشتر دیده میشوند). با این حال، حاکمیت هویت اجتماعی دین در جامعه همچنان پابرجاست.
در اسلام، علنیسازی گناه چند برابر انجام خود گناه ممنوع شده است و به مسلمانان دستور داده شده که گناه دیگران را بپوشانند. این نشان میدهد که اسلام به سلامت ظاهری جامعه بیش از سلامت روحی فرد اهمیت میدهد. این ویژگیها، فلسفه پرستش در اسلام را از دیگر ادیان متمایز میکند.
در نتیجه، میتوان گفت که در اسلام، پرستش حول محور ریاضت نمیچرخد و لزوماً هر عبادتی ساختار و شیوهای سختگیرانه ندارد. ارزش عبادات در سختیکشیدنهای راه آن نیست (همانگونه که در مسیحیت و هندوئیسم مشاهده میشود)، بلکه در اثرات اجتماعی آن است. به همین دلیل است که ارزش “یک شب یا یک صبح پاسبانی از مردم، بالاتر از تمام دنیا و آنچه در آن است” (لَغْدُوَةٌ أَوْ رَوْحَةٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ الدُّنْیَا وَمَا فِیهَا) دانسته شده است، زیرا امنیت جامعه تأمین میشود.
با این حال، هیچ عبادتی نیست که بعد ریاضتگونه نداشته باشد (هرچند این بعد در درجه اول اهمیت نباشد). بعد ریاضتآمیز روزه داری در سختیهای آن است، به ویژه در روزهای گرم و طولانی. این نوع روزهداری قطعاً دشوار است و هر نوع محرومیت آگاهانه از رفاه و نعمتهای روزانه، به نوعی مشکل محسوب میشود.
اسلام از زاویهای دیگر به مشکلات زندگی نگاه میکند و معمولاً مشکلات را از منظر روانشناسی اجتماعی بررسی میکند. خلاصه نگاه اسلام به مشکلات روزانه (چه ناشی از اجرای عبادت باشد و چه هر کار دیگر) از این دریچهها است.
“عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ”
(شاید چیزی را ناخوشایند بدانید، در حالی که خیر شما در آن است و شاید چیزی را دوست داشته باشید، در حالی که شر شما در آن است.)
به عبارت دیگر، شناخت ما از سختیها و آسانیها در دایره “حال” محدود است، در حالی که ممکن است یک سختی در پیامد خود خیری داشته باشد و یک خیر به دنبال خود شری بیافریند. بنابراین، باید به مشکلات در یک دایره کلان نگاه کرد و دانست که:
1. مشکلات تنها برای ما نیست: قطعاً دیگرانی هستند که مشکلات بیشتری دارند.
2. مشکلات توجه ما را به خدا بیشتر میکند: زیرا نیاز به پناهجویی را افزایش میدهد.
3. مشکلات غرور ما را میشکند: تمامیتخواهیهای ناشی از تکبر در برابر مشکلات تعدیل میشود.
4. مشکلات ما را به یاد دیگران میاندازد: اساساً مشکلات، تجربه دنیای مشکلدار دیگران است، همانگونه که روزهداری تجربه گرسنگی قشر گرسنه جامعه است.
- مشکلات ضرورت دفاع را ایجاد میکند: و ضرورت دفاع، ابتکار را به دنبال دارد.
6. مشکلات ارزش نعمتهای روزانه را برای ما روشن میکند.
7. مشکلات بهانهای برای جلب لطف پروردگار هستند: و پاداش و ثواب را به دنبال دارند.این نگاه به سختیهای عبادت، نگاهی کاملاً روان شناسانه و اجتماعی است که اسلام بر آن تأکید دارد.11-رمضان و تغییر خویشتن
“رمضان ماه نزول قرآن است که هدایتی برای مردم است.”
در قرآن کریم، روزهداری در ماه رمضان واجب شده و این ماه به عنوان “ماه نزول قرآن” توصیف گردیده است. این نشان میدهد که پایه اصلی ارزش دهی و اعتبار عبادات و شعایر دینی، قرآن کریم و تطبیق آن با روایتی است که قرآن از زندگی (حیات دنیوی) ارائه میدهد. بر اساس این روایت، اعتبار اصلی یک زندگی مؤمنانه (با تقوا) وابسته به فعالیتهای مثبت روزانه (عمل صالح) هر فرد در جامعه است. رمضان فرصتی استثنایی برای ارتقای فعالیتهای مثبت یک مسلمان در جامعه محسوب میشود. همچنین، ارزش زندگی نیکو (حیات طیبه) به میزان عملکرد مثبت و صالح یک انسان در جامعه بستگی دارد.
چند نکته درباره تلقی ما از “عمل صالح” (که در قرآن بر آن تأکید شده است) نباید فراموش شود:
1. عمومیت عمل صالح: عمل صالح در قرآن کریم به لحاظ ماهیت بسیار عام و در عین حال مؤثر مطرح شده است. این مفهوم همیشه در کنار ایمان ذکر شده است (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ) و گاهی در قالب “معروف” و گاهی نیز تحت عنوان “عمل أحسن” بیان شده است. از سوی دیگر، قرآن کریم همواره نجات از انحراف، زیان و سرنوشت فلاکتبار را به عمل صالح مشروط کرده است.
این نشان میدهد که محدود کردن عمل صالح به شعایر فردی مانند نماز و روزه، نوعی محدودسازی نادرست است. در حالی که در قرآن، بر “صالح” بودن عمل (یعنی مصلحتآمیز بودن آن) تأکید شده است. به عنوان مثال، کشف درمان یک بیماری یا راهاندازی یک مؤسسه تولیدی، از صالحترین اعمال در جامعه است.
2. گستردگی قلمرو عمل صالح: در قرآن کریم، حوزه عمل صالح بسیار گسترده است و تا آنجا که رساندن هرگونه خیر به جامعه، عمل صالح محسوب میشود. جالبتر این که قرآن کریم برای ارتقای کیفیت عمل صالح، به اشخاص خاصی توجه نکرده است. اگر گروهی به عنوان الگو معرفی شدهاند، به دلیل عملکرد نیکوی آنها در اصلاح جامعه بوده است. بسیاری از اعمال صالح در گذشته زمینه کشف نداشتند و برخی آداب با استفاده از وسایل ابتدایی آن زمان اجرا میشدند. متأسفانه، امروز برخی اعمال خیر کشفشده را به دلیل این که در صدر اسلام نبودهاند، نادیده میگیریم.
3. مجری عمل صالح: در قرآن کریم، عمل صالح به مؤمنان، مسیحیان، یهودیان و دیگران نسبت داده شده است. این نشان میدهد که “عمل خوب” وابستگی چندانی به تفاوت شریعتها ندارد و هر انسانی بر اساس فعالیت مثبتاش شناخته میشود. به عنوان مثال، کاشف برق (که امروز بشریت از آن بهرهمند است) یک شخص صالح است، در حالی که فردی که دستگاهی برای انفجار میسازد، یک شخص طالح و جنایت کار محسوب میشود، فارغ از این که کاشف برق مسیحی باشد و فرد دوم مسلمان.
اندیشهای که از “نِیَّةُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ” (نیت مؤمن از عملش بهتر است) نشأت گرفته و بر اساس آن، تکفیر و انتحار با نیت خوب ترویج میشود، بدترین انحراف در تفسیر “عمل صالح” از قرآن کریم است. این نگاه باعث شده است که معیارهای اصلی تقوا از فعالیتهای روزانه به اشخاص تبدیل شود.