
در فضای راکد سیاسی کشور، برگزاری نشستهایی مانند کنفرانس دوم ویانا، قدمی ارزنده و ستودنی است، زیرا هر چه رکود، بیعملی، انفعال و تماشاگری ادامه یابد عمر حاکمیت طالبانی درازتر و پایههای آن محکمتر می شود. از این رو باید از هر صدایی در برابر طالبان و از هر تحرکی در برابر این گروه حمایت و استقبال کرد، و منفیگراییهای بیمارگونه را که نتیجهای جز سستی بیشتر اراده در برابر طالبان ندارد، هوشیارانه کنار نهاد. افزون بر این، فراهم آمدن هر گونه فضای گفتگو میان طیفها و جریانهای سیاسی کشور، که از شکافها و پراکندگیهای فراوانی رنج میبرند، میتواند زمینه رفع سوء تفاهمها را فراهم آورد و امکان رسیدن به تفاهم میان گروهها را افزایش دهد.
در نشست ویانا نمایندگان همه جریانها تاکید داشتند که باید به پراکندگی کنونی نیروهای ضد طالب پایان داده شود و این تنها راهی است که طلسم سلطه بلا منازع طالبان شکسته خواهد شد و دریچهای به سوی فردا گشایش خواهد یافت. موفقیتهای طالبان بیش از همه، چه در دوران جمهوریت و چه پس از آن، مدیون ضعف طرف مقابل بوده است نه قوت این گروه. طالبان به لحاظ طرح و برنامه از ناکارآمدترین و بدنامترین گروههای موجود در منطقه است، و اگر ضعفهای نظام جمهوری در گذشته و پراکندگی نیروهای ضد طالب پس از آن نمیبود، این گروه نه در داخل به موفقیتی میرسید و نه در خارج.
همه ناظران داخلی و خارجی میدانند که هیچ کس طالب را دوست ندارد، و همه دولتها، به شمول آنانی که رابطه حسنه با این گروه دارند، به آن به چشم نیرویی منفی و تخریبگر مینگرند، اما چونکه دولتها به شریکی توانا و استراتژیک در منطقه میاندیشند، و گروههای مقابل طالب نتوانستهاند با ایجاد جبههای واحد خود را به آلترناتیو قابل اعتمادی ارتقا بدهند، کشورهای جهان از روی ناچاری به طالبان روی میآورند. در واقع، تداوم عمر طالبان و جنایاتی که در حق مردم میکنند محصول عمل سیاستمداران تکرو، بیمار و خودخواهی است که از یکجا شدن با دیگران و شکلگیری اجماعی ضد طالبانی میگریزند و در اثر فقدان بصیرت سیاسی هم ذلت و زبونی خود را طولانیتر میکنند و هم صف مخالفان طالبان را دچار شکاف و اختلاف میگردانند. در این شرایط هیچ بهانهای برای تکروی قابل قبول نیست و هیچ ندایی که از آن بوی اختلاف و چند دستگی بیاید جز بر آفتاب افکندن خبث باطن صاحبان آن نتیجهای ندارد.
باید از هم اکنون و بدون فوت وقت به شکلگیری چتر واحد سیاسی برای همه نیروهای ضد طالب اقدام کرد، و این را به مثابه اولویت این مرحله در نظر گرفت، و هر کسی را که در این راه سنگاندازی یا بهانهتراشی میکند به افکار عمومی معرفی کرد تا کارنامه تاریک و شرمآورش ثبت تاریخ شود. اگر کسی دارای خرد و آگاهی تاریخی باشد به آسانی در خواهد یافت که از قرن نزدهم به این سو، بزرگترین شکستهایی که به سراغ این کشور آمده و فرصتهای طلاییای که از دست رفته است در نتیجه همین کوتهاندیشیها، بیظرفیتیها، خودخواهیها، کینهتوزیها، و فرومایگیهایی بوده است که شماری از سیاستمداران گرفتارش بودهاند. چند دستگی و پراکندگی بیش از این نه توجیه دارد و نه قابل تحمل است. باید جدولی زمانی برای شکلگیری جبهه واحد ضد طالبانی با همه تنوع و تفاوت دیدگاهها ترتیب یابد، و این همان چیزی است که مردم افغانستان در داخل و جهانیان در خارج بیصبرانه منتظر آن هستند. باید جایگزین طالبان را آماده کرد تا دنیا در محاسباتش تجدید نظر کند.