
ـــ ( انا انزلناه فی لیلة القدر) ما قرآن را درشب قدر فرو فرستادیم .
ـــ آیا قرآن درشب قدر نازل شده است ؟
مسلم است که قرآن ظرف حدود بیست وسه سال ( بیست ودوسال و دوماه و بیست ودو روز) نازل گردیده است که نمیتوان گفت همۀ آن در شب قدر نازل شده است و این شب که یک شب است و بسان همه شب های دیگر دارای محدودیت زمانی یک شب .
این دیدگاه چندان پایۀ معقول ندارد و پرسش های جدیدی ایجاد میکند به این معنی که لوح محفوظ باید مشخص شود، بیت المعمور درآسمان دنیا کدام است ، حکمت این نزول نیم راهی چیست و پرسش های دیگر . اگرچه نقل قول های پیرامون آن صورت گرفته ولی نمیتواند چندان معقول و مقبول جلوه نماید بلکه مشکل پرسش ها وسوالات را بیشتر مینماید .
و آیت شانزدهم سورۀ قیامة هم همینطور است ( لاتحرک به لسانک لتعجل به ) زبانت را به خاطر عجله برای خواندن قرآن حرکت مده )نزول دفعی که بصورت یکجایی نازل شده و درقرآن درقالب واژۀ إنزال مستعمل شده است .
این نزول را نزول دفعی یا یکبارگی گفته میشود ودربرخی آیات قرآن به همین نوع نزول إشاره شده است مانند آیت اول سورۀ ابراهیم که میفرماید ( کتاب انزلناه الیک …) کتابی است که فروفرستادیم برتو …
و به لحاظ قواعد زبان عربی نیز إنزال یا باب إفعال برای نزول یکجایی استفاده میگردد و جالب این است که درهرسه مورد که نزول در شب قدر مطرح است از واژۀ إنزال استفاده شده است . آیت صدوهشتاد وپنج سورۀ بقره، سورۀ قدر و آیت سوم سورۀ دخان .
نزول تدریجی که همان طول تاریخی بیست وسه سال میباشد و درقرآن درقالب واژۀ تنزیل یا باب تفعیل به آن إشاره شده است همانطوریکه درسورۀ شورا میخوانیم ( …. تنزیل من حکیم حمید ) نزول یافته از جانب ذات با حکمت و ستودنی .
2- دربارۀ شب قدر(با رویکرد به سورۀ قدر)
چهارم؛ برخی های دیگر میگویند این نزولی که در سوره قدر از آن یاد شده است نوعی توصیف کیفی برای قرآن است و به معنی مشهور ( فروفرستادن ) نمی باشد . وباید آن را اینطور توجیه کرد ( ما قرآن را درشب قدر به مستوای فهم بشر فرود آوردیم …) قرآن سخن پروردگار است و نه ازجنس سخنان بشر و بشر صرف قادر است سخنان از جنس سخن خودشان را بفهمند و سخن پروردگار باید در این قالب تنزیل داده شود تا قابل درک وفهم بشر گردد .
به این معنی که قرآن از حالت مجرد به حالت زبانی ( عربی ) نزول یافته است و به این صورت، إنزال به معنی نزول ذاتی است نه نزول یا انتقال موضعی . نزول ذاتی یعنی تبدیل و انتقال به صورت مکانی صورت نمیگیرد بلکه به صورت تبدیل جابجا صورت می پذیرد . باتوجه به این تیوری، قرآن کریم یکبار به صورت ذاتی حالت زبانی یافته است که آن در رمضان بوده و یک باردیگر به صورت موضعی انتقال یافته در ظرف بیست و سه سال که آن را تنزیل گفته میشود.
شب قدر شب شکر است برای اینکه بزرگترین نعمت پروردگار دراین شب نصیب بندگان گردیده است که قرآن است .
قرآن سرآمد تمام نعمت ها و إتمام حجت پروردگار نسبت به بشریت میباشد وباید همه ساله این سال شب یا سال روز گرامی داشته شود .
شب قدر شب برکت است برای اینکه این شب از نزول قرآن برکت یافته است ( إنا انزلناه فی لیلة مبارکة ) شبی که مبارک است و میمون .
باید ازبرکات این شب مستفید شد و محروم نماند .3- درباره شب قدر ( بارویکرد به سورۀ قدر)
ـــ ” قدر” توضیح مفهومی ؛
1.قدر چه معنی دارد؟
ناگفته نماند که تمرکزما روی مفاهیم واژه های مستعمل در قرآن، با توجه به موارد مشابه د ر خود قرآن میباشد و اینطوری از یک جانب میتوانیم به لحاظ معرفتی اطمینان بیشتری بدست آوریم و از طرف دیگر گرفتار بحث و جدل های حاشیۀ نگردیم .
قدر در قرآن به صورت عام به سه مفهوم استفاده شده است :
یک، به معنی منزلت و جایگاه . همانطوریکه این واژه با همین مفهوم در زبان فارسی نیز مستعمل است . قدر کسی را دانستن یعنی جایگاه درخور اورا رعایت کردن و منزلت اورا پی بردن .
درقرآن به این مفهوم از جمله در آیت نودویک سورۀ انعام آمده است آنجا که میفرماید ( ماقدروا الله حق قدره ) به طور باید منزلت پروردگار را نشناخته اند .
دو، بمعنی تقدیر وسرنوشت . البته تفاوتی وجود ندارد که این واژه به فتح دال تلفظ گردد یا به سکون دال و رأ . چون اصلا به فتح دال میباشد .
واژۀ تقدیر نیز از همین ریشه است و واژه های چون قضا وقدر نیز برهمین معنی مستعمل میباشند .
قدر به این معنی نیز مشهور بوده و به عنوان یک اصطلاح رایج میان ما نیز موجود میباشد آنجاکه میگویند هرچه قضا وقدر الهی باشد .
درقرآن، ازجمله آیت چهلم سورۀ طه به همین مفهوم آمده است و خداوندمتعال فرموده ( جئت علی قدریا موسی ) تو بنا بر مشیت و تقدیر الهی آمدۀ .
سوم، به معنی سختی و مشقت . قدر یعنی تنگی و سختی آنطوریکه دیده میشود به این مفهوم تا حدی با واژۀ قدرت و اقتدار مناسبت پیدامیکند چون قدرت هم زمانی تبارزمی یابد که برای هضم و ازبین بردن سختی ها مدنظر باشد .
یک نگاه کلی به شب قدر و جایگاه آن درقرآن و احادیث نشان میدهد که واژۀ قدر این جا به معنی اول ودوم میباشد و معنی سوم چندان موافق نیمتواند باشد .
با توجه به مفاهیم فوق میتوان گفت شب قدر به معنی شب با منزلت و با عظمت است و این منزلت و عظمت هم روشن است که عبادت در آن برابر با عبادت هزارماه میباشد .
و شب قدر به معنی شب تقدیر و تعیین سرنوشت است و این امر هم روشن است برای اینکه سرنوشت یکساله انسان ها در همین شب معین و مقدر میگردد ودرحقیقت کلید میخورد .
نخست :
درکائنات همه چیز مقدر و با اندازه است .
زندگی، نظام حاکم برتکوین، موجودات فریکی، عقول، حرکت، تاریخ و …..
این نظام با اندازه نشان دهندۀ سنخیت با حیات و ظرفیت های انسانی است ورنه پروردگار که خود آفرینندۀ اندازه ها است و نیازی به این اندازه گیری ندارد .
یکی از آیات سورۀ حجر میفرماید ( وإن من شیئ الا عندنا خزائنه و ماننزله الا بقدر معلوم ) هرچیزی بصورت بی پایان نزد ما است ولی ما به اندازۀ معلوم آن را میفرستیم . درجای دیگری فرموده است ( وکل شیئ عنده بمقدار) هرچیزی نزد او به اندازه است . همچنان جای دیگر ( وانزلنا من السمأ ماء بقدر ) ما آب را از آسمان به اندازه فرو می آوریم .
دوم:
دراین شب امور وسرنوشت یکسال بندگان مقدر و اندازه میگردد . آنجا که فرموده است ( فیها یفرق کل أمر حکیم ) در این شب هر امر مهمی مشخص می شود .
به هرصورت دیدگاه اول که نظریه مشهور است از طریقی منسوب است به ابن عباس واینکه ابن عباس آن را ازکس شنیده یا اجتهاد کرده مشخص نیست وآنچه مشخص است وی این جواب را برای حل این سوال ارائه نموده است نه اینکه قبلا به گونۀ تفسیری آن را ارائه نموده باشد وبازهم ما گرفتار همان توجیه های بعد از وقوع میشویم .
نظریه سوم با اینکه میتواند از مشکلات دودیدگاه اولی به دور باشد اما گرفتار مشکل بزرگتر از آنها میگردد برای اینکه نمتواند مشخص نماید که قرآن چگونه یک بار بر پیامبر کلا نازل شده و بعدا به تدریج آمده است درحالیکه هیچ جای دیگری از پیامبراکرم و یا شخص دیگری از یارانش این مسأله یاد آوری نگردیده است .
دیدگاه چهارم که یاد آوری شد .
به هرصورت ما درصدد داوری میان این ها نیستیم ولی میتوانیم بگوییم با پذیرش فرضیه نزول آیات آغازین درشب قدر و رمضان، دیدگاه دوم مشکلات کمتری دارد و با ظاهر قرآن نیز سازگاری بیشتری .
با یکجا قراردادن آیت صدوهشتاد وپنج سوره بقره و سوره قدر میتوان یافت که شب قدر در رمضان است .
خصوصیت های زمانی در شریعت مبتنی برتاریخ شرعی است نه بر نظام حاکم براوقات وفصول سال . ورنه شب قدر یک سال دقیقا باید در همان شب و فصل سال باشد نه در دوران مبتنی برحرکت مهتاب که شب قدر را در طول فصل در گردش قرارداده است .
پس به این نتیجه میرسیم که شب ها وروزهای شرعی را نمیتوان با خصوصیات فصلی و هوای حاکم برفصول شناخت بلکه بصورت توقیفی تنها میتوان از نقل استفاده کرد و بدون چون و چرا پذیرفت .
فراموش نکنیم که تمام تعیین اوقات های جهان چه سیاسی و چه اجتماعی ـــ فرهنگی همه مبتنی بر تعیین توقیفی اند و متناسب بر نظم حاکم بر فصول نمیباشد .
ادامه دارد…
4-درباره شب قدر ( بارویکرد به سورۀ قدر)
ـــ حدأکثری تعیین شب قدر :
از اکثر قراین اینطور مستفاد میشود که شب قدر در ماه رمضان است و به لحاظ معرفت شناختی ظن قریب به یقین نشاندهندۀ همین امر است .
اما رمضان هم یک ماه کامل است و معمولا دارای سی شب و شب قدر هم که مسلما یک شب است مصادف با کدام شب از شب های رمضان میباشد ؟
قراین برگرفته از احادیث نشان میدهد که باید در دهه سوم رمضان قرار داشته باشد و قرآن خود دراین امرساکت است و طبعا قراین بدست آمده از روایات با مقایسه قراین خود قرآن د رجایگاه ضعیف تری قراردارد .
درنتیجه میتوان گفت که شب قدر به گمان قریب به یقین درماه رمضان قراردارد و به گمان غالب دردهۀ سوم رمضان میباشد . نقل اعتکاف و شب زنده داری پیامبراکرم دردهۀ سوم که از طریق احادیث ثابت است، نشاندهندۀ قرارداشتن شب قدر در دهۀ اخیر میباشد .
به لحاظ جایگاه خاصی که عدد تاق درفرهنگ اسلامی دارد، این شب شب تاق خواهد بود . بیست ویکم، بیست و سوم، بیست وپنجم، بیست وهفتم و بیست و نهم .
آیا پروردگارنمیتوانست تاریخ دقیق شب قدر را که این همه از آن یادکرد، بیان مینمود ؟
مسلما که میتوانست . ولی دو پیامد مثبتی را که الحال دارد آنوقت نمیداشت :
یک ، عبادت پرستش آگاهانه و از روی عشق میباشد نه انجام مأموریت خشک برای بدست آوردن مزد . تعیین و طبقه بندی بسیاری از عبادات درعین حالیکه تبارز صورت إجرایی شریعت اسلامی میباشد، معنای عبودیت را زیرشعاع قرارداده است و مؤمنان به صورت ماشینی به إجرای اتوماتیک شعایر میپردازند و به آگاهی معنوی کمتر میرسند که درنتیجه ما هم عبادت داریم و هم جنایت برای اینکه اکثریت قریب به اتفاق رشوت خواران، قاچاقبران، رشوت خواران و سایرجنایت کاران دیگر هم دست به این جنایات میزنند و هم اهل نماز وروزه اند .
خداوند خواست تا این امر در شب قدر پیش نیاید وشب قدر با این عظمت گرفتار شعارگرایی مزمن نگردد و با بارمعنوی خود همانطورمورد عشق وعلاقه بندگان قرارداشته باشد .
6. ( القابضات ) آن طوریکه درقرآن به آنها اشاره شده است ( یتوفاکم ملک الموت ) یعنی اینها گروهی تحت امر فرشته مرگ اند یا مسئول قبض ارواح اند
7. ( الفارقات ) فرق کنندگان میان حق وباطل .
8. ( کاتبین ) نویسندگان اعمال بندگان یا ثبت کنندگان عملکرد بندگان ( کراما کاتبین )
9. ( حافظین ) نگهدارندگان بندگان یا همان محافظان غیرمرئی انسان ها ( وان علیکم لحافظین )
10. ( مستغفرین ) آمرزش خواهان برای بندگان ( یستغفرون لمن فی الارض )
11. ( مصلین ) درود فرستندگان به پیامبران و به ویژه پیامبر اکرم ( یصلون علی النبی )
12. و …. گروه های زیادی اند که در قرآن معمولا در اوایل برخی سوره ها مورد تصریح قرار گرفته اند که ما فقط خواستیم از سوره های مختلف برخی را صرف نام ببریم .
این امر مشخص نشده است ولی معلوم است که برخی از این گروه ها همیشه با انسان ها است مانند کاتبین و برخی دیگر صرف وظایف مشخص و کوتاه را پیش میبرند مانند قابضات و بیشتر گروه های درشب قدر به زمین خواهند آمدند که کار شان متعلق به تعیین سرنوشت انسان ها باشد مانند مستغفرین و مدبرات .
تقدیر اموردرشب قدر بازهم گوشۀ از ربوبیت الهی است و پروردگار به لحاظ پیامدهای تربیوی برای بندگان این امور را در شب قدر تعیین سرنوشت میکند
خداوندمتعال میفرماید ( بإذن ربهم من کل أمر) نزول فرشتگان و تقدیر امور همه به اذن و دستور پروردگار آنها صورت میگیرد برای انجام هرکاری ..
ـــ ( سلام هی حتی مطلع الفجر)
ـــ سلامتی است این شب تا طلوع صبحگاهی .
سلام یعنی چه ؟
ـــ سلام به معنی سلامتی و تندرستی جسمی و اخلاقی میباشد ولی با تناسب به همین معنی به معانی دیگری نیز آمده است .
سلام بروزن کلام اساسا اسم مصدر است به معنی محفوظ بودن از بلیات را گفته میشود .
اول، سلام به معنی لطف و عدم ستم میباشد مطابق با آنچه در این آیت آمده است ( الملک القدوس السلام …) مالک، منزه و سالم ازستم کردن .
به این معنی شب قدر تا صبح شب لطف بی پایان پروردگار است و شب زنده داران ازهرگونه ستم درامان میباشد و مشمول لطف الهی قرار میگیرند .
دوم، سلام برای عبادت کنندگان و شب زنده داران است . دراین جا سلام به معنی دعای سلامتی و تحیه میباشد . یعنی سلامتی باد بر شب زنده داران شب قدر و این سلامتی دراین شب تا صبح ادامه خواهد داشت .
سوم، سلام سعادت و نیک بختی را نیز گفته میشود که با اندک تفاوتی همان معنی اولی میباشد .
این یعنی تقدیر امور بشر درشب قدر برای سعادت بشر است و این سعادت تا صبح ادامه دارد ولی این بشراست که گاهی از این فرصت استفاده نمیکند و پشت میگرداند .
ـــ کدام دعا ها ؟
شب زنده داری شب قدر یک امر آزاد است و کدام محدودیتی به لحاظ شکل عبادت ندارد یک مؤمن میتواند هم نماز بگذارد و هم ذکر و نیائیش نماید و هم تفکر و مراقبه داشته باشد ولی آنچه مهم است درکل تلاش نماید جهت هرچه بیشتر نیایش و عبادت .
با آنهم از پیامبر اکرم این دعا نقل گردیده است ( اللهم انک عفوکریم تحب العفو فاعف عنی ) پروردگارا بیشک تو ذات بخشنده و آمرزنده هستی از من درگزر . یک مسلمان میتواند این کلمات و دعا را به هرزبان که تکلم میکند بگوید و از خدا بخواهد اورا مورد آمرزش قرار دهد و کدام محدودیت زبانی ندارد و هرمسلمان میتواند این مفاهیم را به هرزبان بگوید .
ــ ازپیامبراکرم نقل دیگری است که در همین شب ازجانب خداوند متعال برای اهل زمین یا بندگانش گفته میشود ( مامن مستغفرأستغفرله مامن سائل أعطی له ) آیا آمرزش خواهی است که بیامرزمش و آیا طلبکاری است که عطایش کنم ؟ …روزه وصدقۀ إفطار
” زکاة الفطر طهرة للصائم من اللغو و الرفث و طعمة للمساکین ”
) صدقه فطر موجب پاکی روزه دار از بیهودگی ها وخطا های روزه دار و تغذیه برای نیازمندان
میگردد(
” کنا نخرج ر فی عهد رسول الله یوم الفطر صاعا من طعام و کان طعامنا الشعیر و الزبیب و الاقط و
ـــ چرا ” لیلة القدر” یا شب قدر نه روزقدر؟
به لحاظ جایگاه قرآنی شب دارای مزیت های است که آن را مناسب تعیین مقدرات و إعطای عظمت مینماید .
به لحاظ إجتماعی نیز شب زمان تصمیم گیری و به نوعی زمان ارادۀ عقلانی برای انسان ها میباشد و معمولا شب ها است که تصامیم مهم و سختی گرفته میشود و همچنان شب زمان بدست آوردن فرصت تفکر و آرامش است آنجا که خداوند شب را به عنوان لباس برای انسان معرفی نموده است .
یک، عروج ملکوتی انسان درشب صورت میگیرد و معراج انبیأ من جمله پیامبراکرم نیز شب بوده است چنانچه میفرماید ( سبحان الذی أسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی …) پاکی آن ذاتی را که به سفر شب برد بنده اش را شب از مسجد حرام تا مسجداقصی ( قدس ) .
دو، أمر به تهجد در شب شده است و اساسا تهجد نماز شب را گفته میشود و به گفتۀ پیامبراکرم بهترین نماز بعد فرایض پنجگانه همان نماز شب است و قرآن میفرماید ( ومن اللیل فتهجد به ..) درشب نماز بگذار …
بنده درخلوت شب که دیگران در آرامش و آرمیده اند بیدار و به یاد یار می باشند و شب را در سجده وقیام زنده نگه میدارند . درقرآن کریم آمده است ( والذین یبیتون لربهم سجدا و قیاما ) و کسانی که درحال سجده و قیام برای پروردگارشان شب میگذرانند .
چهار، درقرآن پروردگار متعال سه بار به شب سوگند خورده است و میدانیم که سوگند پروردگار به أشیاء نمایانگر أهمیت آنها یا أهمیت دادن به آنها
( واللیل إذا عسعس ) سوگند به شب هنگامی که به آخر رسد . عسعسه تاریکی رقیق را گفته میشود.
( واللیل إذا أدبر ) سوگند به شب هنگامی که پشت کند و به پایان رسد .
( واللیل إذا یسر ) سوگند به شب هنگامی ( بسوی روشنائی روز) حرکت نماید .
پنج، مناسب ترین زمان استغفار یا طلب مغفرت گناهان هم دامن شب معرفی شده است و استغفار همان إعتراف به گناهان است که توأم با طلب آمرزش صورت میگیرد و مقدمۀ برتوبه میباشد به این معنی که توبه رجوع ازگناه کردن است با تصمیم و إراده و این رجوع باید توأم با طلب آمرزش ازگناهان گذشته باشد که هرطلب آمرزش موقوف به إعتراف به گناه است و روی همین ملحوظ إعتراف به گناه د راسلام جایگاه ویژه دارد و به معنی نوعی قرار گرفتن در زیر باران رحمت الهی است نه به معنی رعب و ترس برخواسته ازشکوه پروردگار آنطوریکه برخی غربی ها در بارۀ اسلام فکرمیکنند . قرآن کریم میفرماید ( وبالاسحار هم یستغفرون ) و درسحرگاهان آنها آمرزش میطلبند …
برخی دوستان سوال میکنند که به لحاظ تفاوت طول جغرافیای زمانی میان کشورهای مختلف، همیشه در ساعات که دریک کشور شب است درکشور دیگر شب نمیباشد و این باعث میگردد که شب قدر برای برخی اساسا میسر نباشد و یا اینکه اساسا یک شب نباشد !
فراموش نکنیم که در قرآن ” لیلة ” آمده است که به لحاظ إلصاق تأ وحدة در جنس لیل یا شب به معنی یک شب کامل میباشد و شب کامل کرۀ زمین همان شب درطول بیست و چهار ساعت یا در طول یک دور وضعی زمین برمحورخود است و به این معنی در طول بیست وچهار ساعت یک شب کامل قراردارد و ممکن است به لحاظ ساعات تفاوتی باشد ولی به لحاظ کل بیست و چهار ساعت تفاوتی وجود ندارد .
یعنی شب ما إلزاما در آمریکا شب نیست ولی دربیست و چهار ساعتیکه شب ما درآن قراردارد شب آمریکا نیز قراردارد منتها با تفاوت آغاز وپایان ساعات
درحقیقت شب قدر یک شب کامل کرۀ زمین است و کسی در زمین از آن محروم نمیباشد و هم یک شب است نه شب های متعدد .6- درباره شب قدر ( با رویکرد به سوره قدر)
ــــ ( تنزل الملائکة والروح فیها )
ـــ نزول فرشتگان .
کدام دسته از فرشته ها ؟
فرشته ها درقرآن با دسته های متفاوتی معرفی شده اند و نشان میدهد که به نوعی تنظیم کار برآنها نیزحکم فرما است و هریکی مسئولیت خود را دارد وبه آن رسیدگی میکند .
برخی ازاین دسته ها که درقرآن مورد یاد آوری قرارگرفته اند اینها اند :
1.( النازعات ) بیرون کنندگان به سختی . که درسورۀ به همین نام یاد آوری شده اند و مسئول بیرون کردن روح افراد جنایت کار اند .
2. ( المدبرات ) تدبیرکنندگان امور بندگان یا همان پلان گذاران .
3. ( الزاجرات ) بازدارندگان .
4. ( الناشرات ) نشرکنندگان و نشردهندگان حق .
) ما در عهد رسول خدا یک صاع به عنوان صدقه فطر ازخوراکی می پرداختیم که خوراکی های ما
آنزمان جو، کشمش، کشک و خرما بود(
اسلام اینجا نیز پای مستمندان را در تکمیل عبادت روزه داری پیش کشیده است و طبق معمول خود راه
عبور این عبادت را از کمک به مستمندان به سوی خدا ترسیم کرده است . به لحاظ اجتماعی اگر یک
لقب به دین اسلام داده شود همانا لقب ” صدقه محور ” است و هیچ آئین ودینی به اندازۀ اسلام برصدقات
تاکید نکرده است و هیچ آئین و دینی برابر با اسلام بر دادن کمک به مستمندان تشویق ننموده است .
صدقه فطر نیز از همین باب است وفرقی نمیکند ما نام آن را ” صدقة الفطر ” بگزاریم ویا چیزی دیگری
ولی مهم آن است که به عنوان مکمل روزه داری بر روزه داران لازم گردانیده شده است . نکته های
ظریفی در این باب و جود دارد که خالی از لطف نیست یاد آوری شود :
یک، صدقه فطر برخلاف زکات بر محوریت مقدار نصاب و اهلیت شخص روزه دار دورنمی زند بلکه
برروزه دار لازم است تا به صورت ” سرانه ” آن را بپردازد و به این معنی که تمام اعضای خانواده
یک روزه دار أعم از بزرگ و کوچک برای تمام اعضای خانواده یک فقیر أعم از بزرگ وکوچک
کمک غذایی میکند و دراینجا نیاز تغذیه اهمیت دارد ونیاز تغذیه مبتنی بر قدرت تغذیه است نه مبتنی
برسن وسال و اهلیت حقوقی درحالیکه قدرت تغذیه و نیاز به تغذیه شامل تمام اعضای یک خانواده
میشود و هیچ تفاوتی میان بزرگ سال و کوچک در نیاز غذایی و جود ندارد .
دو، صدقه فطر بنا بر روش پیامبراسلام (ص) مستقیما نیاز غذایی یک فقیر را نشانه رفته است و
مستقیما از مواد غذایی اولیه نام برده شده است . به این صورت صدقه فطر ماهیت خود را از زکات جدا
میکند به این معنی که زکات نوعی ” مالیات دینی ” است درحالیکه صدقه فطر نوعی ” کمک غذایی ”
اولیه برای فقرا می باشد .
دارد به این صورت که مواد اولیه غذایی هرمنطقه در وهله اول باید مد نظر گرفته شود .
ممکن است مواد اولیه یک منطقه تا منطقه دیگر به ویژه از یک کشور تا کشور دیگرفرق کند و نیازهای
غذایی یک جامعه تا جامعه دیگر متفاوت باشد . امروز در جنوب آسیا بعد از گندم حبوبات و به ویژه
نخود و لوبیا اهمیت غذایی دارد در حالیکه در جنوب شرق آسیا برنج در ردۀ اول و گاهی بعد از گندم
قرار میگیرد و در هردو منطقه خبری از مواد اولیه بودن خرما نیست . برخی ها تلاش دارند تا نشان
دهند که خرما اهمیت غذایی بالایی دارد درحالیکه مواد اولیه غذایی بودن را نرخ تولید دهقانی یک
منطقه تعیین میکند نه قدرت غذایی درونی یک ماده . درشرق میانه خرما در قدیم ماده اولیه غذایی بوده
و امروز نیز اهمیت دارد ولی در سعودی و امارات حداقل جزء از مواد اولیه محسوب نمیگردد . لذا اگر
بر پرداخت خرما مستقیما تاکید صورت گیرد، درعین حالیکه برای تعداد روزه داران مقدورنیست؛
کمکی به حال فقیرنیزنمیکند چون با توجه به مینوی تغذیه در کشورما کسی خرما را بجای نان تناول
نمیکند در حالیکه عربستان عصرنبوی خرما بجای نان تناول می شده است .
اجناس صورت میگرفت . شبه جزیره عرب محوریت پول نقد را در معاملات بعد از فتح ایران و روم
شرقی پذیرفتند ورنه قبل از آن سکه های درهم دینار ” ثمن ” نقد محسوب می شد اما در محور تورم
قرار نداشت و میزان تورم را قدرت خرید و عرضۀ حیوانات مانند شتر وگوسفند تعیین میکرد . اینجا
است که پرداخت جنس به لحاظ محوریت اهمیت اولی می یابد و پول نقد در درجه دوم قرار میگیرد .
ولی امروز که پرداخت نقدی در سکوی اول ایستاده است، پرداخت آن به صورت صدقه وبه صورت
معامله راهکار بهتری می باشد .
راه اندازی جنجال هایی پیرامون اینکه باید امروز نیز خرما وکشمش داده شود وپرداخت پول درست نیست، ناشی از نادانی وبی مفهوم است که ربطی به دین ندارد.